تبليغاتX
شهری که دوست می دارم
 

در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم شهر قرار بود از رسول صدر عاملی تجلیل شود . این تجلیل اگرچه انجام شد ولی صدر عاملی برخلاف دیگر تجلیل شدگان برروی سن نیامد تاسخنرانی کند البته فیلمی از صدر عاملی نمایش داده شد که گویا در آن حرفهای صریح وتند وتیزی درباره سینمای اجتماعی و تلخیهای آن زده بود .

طنز تلخ سینمای ایران دراین است که در جشنواره فیلم شهر از رسول صدر عاملی تقدیر می کنند ولی آخرین ساخته او یعنی” زندگی با چشمان بسته”از زمان جشنواره فیلم فجر تا به امروز توقیف است . فیلم صدر عاملی دقیقا وضعیت مشابهی با فیلم خانه پدری کیانوش عیاری دارد .

/فیلمسازی مغضوب مدیران/

 اواخر سال گذشته بود که مدیران جشنواره فیلم فجر در یک اقدام غیر منتظره فیلمهای مهمترین فیلمسازان سینمای اجتماعی چند دهه اخیر سینمای ایران را برای حضور در بخش مسابقه حذف کردند .

 به گزارش پارس توریسم :. یکی از این فیلمسازان رسول صدر عاملی است فیلمسازی که فیلم زندگی با چشمان بسته او رسما توقیف شده . در گزارش زیر مروری بر کار نامه رسول صدر عاملی شده است فیلمسازی که همیشه و در دوران های مختلف برای ساخت فیلمهایش با مسئولان محافظه کار سینمایی مشکلات بسیاری داشته است .

/مصائب بهترین فیلمساز سینمای نوجوانان دردنیا/

 رسول صدر عاملی فيلمسازي است  كه زماني يك فيلمساز يوناني او را بهترين فيلمساز سينماي نوجوان در دنيا خوانده بود. فيلمسازي كه اولين تهيه‌كننده سينماي بعد از انقلا‌ب است
 


 
 

 /همیشه فیلمی که می خواهم بسازم را دوست دارم/
 
خود صدر عاملی فیلمسازی بوده که مثل هر فيلمساز ديگري، وقتي فيلمي را مي‌سازد، از زمان توليد تا مثلا‌ رسيدن فيلم به پاي ميز مونتاژ، هميشه اين دغدغه و نگراني و كنجكاوي برايش  وجود داشته  كه ارتباط مردم با فيلم چه خواهد شد و فيلم چه بازتابي در ميان مردم و رسانه‌ها خواهد داشت. اما اصولا‌ وقتي فيلم به اكران رسيد ميل دوباره‌اي براي ديدن آن ندارد، چون همه تمركزصدر عاملی  براي كار بعدي‌اش  است . خود او دراین باره گفته : هر وقت هم از من مي‌پرسند كه كدام فيلمت را بيشتر دوست داري، من مي‌گويم فيلمي كه مي‌خواهم بسازم.
 
 /تهیه اولین فیلم سینمای پس از انقلاب/
 
صدر عاملی با فيلم خونبارش ، اولين فيلم سينماي بعد از انقلا‌ب را تهيه می کند.توليد اين فيلم 8 اسفند 57 آغاز شد، البته به گفته خود صدر عاملی  در زمان ساخت فيلم خيلي مشخص نبود كه دارد چه كار مي‌كند و بيشتر به دنبال نگاه ژورناليستي و واقع‌گرا بود و تصميمم بر اين بود كه  فیلم بازيگر نداشته باشد. اين فيلم اولين فيلم جدي امير قويدل بود و نزديك به 6 ماه فيلمبرداري فيلم طول كشيد و 9-8 ماه مونتاژ آن ادامه داشت. اين فيلم تنها فيلمي بود كه بدون هيچ نگاه خاصي، صادقانه، روراست و صميمي برشي از تاريخ انقلا‌ب را روايت مي‌كند. ‌
صدر عاملی که  در آن زمان براي ادامه تحصيلا‌ت در پاريس بود، فيلم را به بنياد مستضعفان تحويل می دهد  و يك نسخه از فيلم براي پخش از تلويزيون به صدا و سيما داده شد كه تنها در آن زمان 500 هزار تومان به صدر عاملی می دهند  در حالي كه 900 هزار تومان هزينه ساخت بود ولي تلويزيون در آن دوران فيلم را پخش نكرد، ولي در حدود 400 كپي 16 ميلي‌متري از اين فيلم در مساجد و مدارس به نمايش گذاشتند و حالا که سالها ازاین موضوع گذشته صدر عاملی درباره این فیلم گفته  :هيچ‌كس فكر نكرد كه اين فيلم يك حقوق مادي دارد، تهيه‌كننده و صاحب فيلم دارد. ‌ من در آن زمان نبودم و بعدا در جريان قرار گرفتم، در حالي كه در خيلي جاها براي نمايش اين فيلم پول مي‌گرفتند و البته عملا‌ فيلم مال ما نشد. ‌ 

 البته بعد از فيلم رهايي، وضعيت وزارت ارشاد جدي‌تر شد و اداره كل سمعي‌بصري به وجود آمد و نظمي در توليد و اكران فيلم‌ها به وجود آمد. البته فروش فيلم‌هاي رهايي و خونبارش در هيچ جا ثبت نشده است.
 
 /شهادت برادر/
 
‌ این کار گردان شناخته شده وقتي براي ادامه تحصيل به مون پليه در جنوب فرانسه می رود جنگ آغاز شده بود و در همان زمان برادرش نیز شهيد شده بود و او  تصميم می گیرد  در تهران بماند. در آن زمان به سينما بيشتر علا‌قه‌مند شده بود و اگر قبلا‌ روزنامه‌نگاري ايده‌آل  او بود، حالا‌ سينما دغدغه و ايده‌آل او شده بود. ‌

/سانسور پاییزان /

پاييزان فيلمي نيست كه هر وقت  صدر عاملی  آن را ببيند افسرده شود، اين فيلم در دوران خودش يك فيلم جاده‌اي كم‌پرسوناژ با دو شخصيت اصلي  محسوب می شد و 65 تا 70 درصد در يك وانت دوكابينه مي‌گذشت. اين فيلم، فيلم بسيار سخت و دشواري بود و در حقيقت آغاز درك صدر عاملی  از سينما بود. در  واقع درزمان فیلم پاییزان  بود كه او  احساس كند  كه باید  به يك زيبايي‌شناسي رسیده  و از روايت‌هاي يك خطي و ژورناليستي عبور كرده و به سينما برسد و اين برايش بسيار سخت، نفس‌گير و جذاب و تجربه دشواري بود. ‌
پاييزان فلا‌ش‌بك‌هاي زيادي داشت و درواقع مي‌توان گفت 11 فلا‌ش‌بك داشت. اين فيلم از زمان حال شروع مي‌شد و به عقب مي‌رسيد كه با تولد يك كودك همزمان بود. متاسفانه اين فيلم با سانسور شديدي مواجه شد و فلا‌ش‌بك‌ها سانسور شدند و خط قصه نيز با جرح و تعديل‌هايي مواجه شد. ‌
 
 /متهم شدن به سینمای فرم/
 
صدر عاملی  در همان موقع متهم می شود  به اينكه يك‌دفعه مي‌خواهد از سينماي ملودرام و قصه‌پرداز و روياپرداز دور شده  و به سينماي فرم و زيبايي‌شناسانه‌تري نزديك شود. البته به گفته خودش  شايد اگر الا‌ن مي‌خواست اين فيلم را بسازد و مي‌توانست آن را بسازد 30 درصد بيشتر به قصه‌پردازي مي‌پرداخت. 

 /گلهای داوودی پرفروش درزمان خود/
 
 فيلم گل‌هاي داوودي كه در زمان خودش پرفروش‌ترين فيلم شد. گل‌هاي داوودي در زمان خودش از طراوت تم و موضوع برخوردار بود. صدر عاملی  از آن زمان دغدغه‌اش  اين بود كه سينماي پس از انقلا‌ب اگر مي‌خواهد روي پاي خودش بايستد از لا‌بيرنت‌ها، مميزي‌ها و سوءتفاهم‌ها بايد عبور كند و روي پاي خودش بايستد. معتقد بود كه بايد فيلم‌هارا جوري می ساخت  كه اركان كليشه‌اي نمي‌داشت.از نظر او  در زماني كه موسيقي، اكشن و خشونت مهيج باعث جذب تماشاگر مي‌شد فيلمي موفق مي‌شد كه اين چارچوب‌ها را رعايت مي‌كرد و  بايد اين چارچوب‌ها را حذف کرده  و به بيان جديد و فرم و نوع نگاه خاص كه متعلق به اين دوران بود مي‌رسيد.
‌ گل‌هاي داوودي در زمان خودش پنج لوح زرين از جشنواره فيلم فجر گرفت. جالب است بدانيد كه خود او  به عنوان كارگردان فيلم، هيچ لوحي نگرفت و اين سوال پيش آمد كه چگونه فيلمي 5 لوح مي‌گيرد ولي هيچ لوحي به كارگردان آن داده نمي‌شود! در همان زمان سليقه‌هاي فردي و سوءتفاهم‌هاي تاريخي كه از يك نگاه مذهبي و ديني به سينما مي‌شود وجود داشت. ‌
رسول صدر عاملی درباره  اکران گلهای داوودی در مصاحبه ای گفته :گل‌هاي داوودي اگر ارزشي داشته باشد در اين بود كه توانست صف ايجاد كند و مردم را به سينما بكشاند. البته اگر الا‌ن بخواهم فيلم را دوباره ارزيابي كنم بايد بگويم از دوبله فيلم راضي نيستم و اغراق زيادي در دوبله اين فيلم وجود دارد. ‌

/ماجرای ساخت فیلم متفاوت رهایی/

در همان سال‌ها مستندي درباره عمليات فتح بستان فيلمبرداري می کند و در اين مستند پابه‌پاي رزمندگان در فتح شهر، حضور می یابد. البته اين مستند زياد نشان داده نمی شود ولي در برنامه مروري بر آثار صدر عاملی  در شبكه 2 نسخه نسبتا كاملي از اين مستند پخش شد. ‌
در همان زمان او وگروه فیلمسازی اش  يك نامه از يك افسر عراقي در يكي از سنگرها پيدا می کند  كه به شكلي شعرگونه‌اي براي ايراني‌ها نوشته بود، او در اين نامه نوشته بود كه من شماها را دوست دارم و ما با هم برادريم و من تفنگم را به سوي آسمان شليك مي‌كنم نه به سمت سينه‌هاي شما. نامه‌اي كه سوخته بود و ما بر اساس اين نامه، با فرض اينكه نويسنده نامه زنده است و در اردوگاه اسرا است فيلم‌رهايي را ساختيم. ‌
صدر عاملی درباره این فیلم گفته :اين فيلم اكران خيلي خوبي نداشت و خيلي به آن به عنوان يك فيلم ضدجنگ حمله شد، اين فيلم در اوج شعارهاي جنگ‌جنگ تا پيروزي ساخته شد ولي من ياد گرفته بودم كه روايتگر واقعيت‌ها باشم.

/ساخت فیلم قربانی براساس یک داستان واقعی/

قرباني بر اساس طرحي بود كه قرار بود بر اساس آن هم فيلم و هم سريال ساخته شود و به نظرصدر عاملی  اين تصميم غلطي بود و باعث شد كه به فيلم لطمه بخورد. اين فيلم بر اساس قصه‌اي بود كه ابراهيم فروزش نوشته بود و بر اساس پرونده‌اي واقعي بود كه در دادگستري رشت وجود داشت و قرار بود عباس كيارستمي آن را كار كند. بعد كه قصه را صدر عاملی می خواند می گوید كه من اين فيلم را كار مي‌كنم.
قرباني قصه‌اي دارد كه صدر عاملی  دوست دارد دوباره  آن را كار كند، اين فيلم قصه درست و تاثيرگذاري داشت. داستان باورپذير درگيري يك پدر مقتدر و قدرت‌طلب و بزرگ يك شهرستان با پسرش و عدم درك پسر توسط پدر. اين فيلم چند سكانس ماندگار دارد كه  هنوز زيباست و موسيقي فوق‌العاده بابك بيات نيز از مشخصات مهم فيلم است. قرباني شكست‌خورده‌ترين فيلم به لحاظ اكران بود و در حالي‌كه در‌آن سال‌ها، هزينه توليد يك فيلم 7 الي 8 ميليون تومان بود اين فيلم هزينه توليدش 20 ميليون تومان بود و بازگشت سرمايه‌اي نيز نداشت.
 
/ورود مدیرانی که صدرر عاملی را دوست نداشتند/
 

در همان زمان، مديريت سينما عوض شد و مديران جديد با سليقه‌هاي جديد آمدند، مديراني كه به گفته خود رسول صدر عاملی فيلم‌هاي قبلي‌اش را دوست نداشتند. در آن زمان فيلم قرباني مقدار زيادي بدهي روي دستش  گذاشته بود و مديريتي آمده بود كه نه فيلم رهايي را دوست داشت و نه پائيزان، فيلم رهايي به نوعي اولين تجربه جنگي بود و سكانس‌هايي از آن در تعدادي از فيلم‌هاي معتبر سينمايي دفاع مقدس الگو شدند.
در آن زمان برخي نگران بودند كه فيلمسازي مثل صدر عاملی  از يك دوره از سال 58 تا دهه 70، مثلا‌ 4 فيلم كار كرده بود و اين از نظر آنها چيز خوبي نبود!
مثلا‌ در آن دوران تهيه‌كنندگي و امتياز فيلم خواهران غريب متعلق به صدرعاملی  بود ولي به او  پروانه ساخت ندادند. صدر عاملی  در آن زمان مي‌خواست به سينمايي كه توصيف‌كننده وضعيت حال جامعه بود برسد ولي  به گفته خودش مديران آن زمان نمي‌گذاشتند كه من كارم را ادامه دهد. مثلا‌ نزديك به دو سال تحقيقات درباره ماجراي واقعي درباره خودكشي يك نوجوان 13 ساله منجر به ساخت مستند پدرام تجريشي شد و بعد فيلمنامه اما من شما را دوست دارم به نگارش درآمد كه براساس آن فيلم مي‌خواهم زنده بمانم توسط ايرج قادري ساخته شد.
مستند پدرام تجريشي 16 ساعت فيلم بود و صدر عاملی وگروهش  خلا‌صه و چكيده اين مستند را به همراه چند وكيل دادگستري، به فيلم 4ساعته ای تبديل كردند و اين باعث شد كه فيلم و اطلا‌عاتي كه صدر عاملی وگروهش  به دادگاه دادند، باعث تبرئه متهم شد.
خود صدر عاملی می گوید :من دوست دارم اگر بتوانم خودم دوباره اين فيلم را بسازم و دوست دارم در اين فيلم از تلفيقي از همان مستندها استفاده كنم و به نظرم كار ماندگاري مي‌شود. كار ماندگاري در زمينه جرم‌شناسي و لا‌ابالي و بي‌بندوباري در داخل خانواده.
 
 /سمفونی تهران :فیلم مورد علاقه شهرداری/
 

سمفوني تهران به نظر فيلم مهمي در كارنامه صدر عاملی  به حساب نمي‌آيد. سمفوني تهران براساس ايده‌اي از خودش بود كه قرار بود 30 دقيقه باشد ولي در اجرا به 45 تا 50 دقيقه كشيد. در اواخر فيلم شهرداري به فيلم علا‌قه پيدا كرد و فقط يك‌بار در جشنواره كودك نمايش داده شد. سمفوني تهران اولين فيلمي بود که صدر عاملی  به سراغ نوجوان‌هاي شهري رفت؛ در اوج زماني كه فيلم‌هايي با حضور نوجوان‌هاي روستايي فقير در جشنواره‌ها باب شده بود؛ درباره نوجواني است كه مشكلا‌ت و معضلا‌ت متفاوتي دارد.
 
/دختری با کفشهای کتانی و سینمای دوران سیف الله داد/

و مي‌رسيم به فيلم دختري با كفش‌هاي كتاني...صدر عاملی  اين فيلم را زماني می سازد  كه 6 سال كار نكرده بود. درقبل ازسال 76هم خودش براي ساخت اين فيلم اقدامی نمی کند چون همان موقع هم امكان ساختش نبود.

دختری باکفشهای کتانی بااستقبال بسیار خوبی ازسوی مخاطبان مواجه شد هود او هم تصور چنين استقبالي از فيلم دختري با كفش‌هاي كتاني را نداشت . به همين خاطر ساخت آن برايش همچنان  لذت‌بخش  است 
به اعتقاد صدرعاملی  اين نوع قصه‌ها و داستان‌ها مبتني بر اجرا و نگاه است و هر موقع او قصه يا فيلمنامه‌اي مي‌نويسد هميشه بر سر آن بحث و گفت‌وگو وجود دارد ولي به هر حال هميشه  قصه‌هايي داشته‌ كه وقتي خوانده مي‌شود به نظر قصه‌اي ملتهب و خطرناك مي‌رسد. در زمان فيلم دختري با كفش‌هاي كتاني تيزر اين فيلم پخش نشد ولي بعدا اين فيلم از خود تلويزيون به نمايش درآمد و حتي پس از آن سريالي مثل دوران سركشي را توليد كرد كه به همان موضوع فيلم دختري با كفش‌هاي كتاني مي‌پرداخت.
خود رسول صدر عاملی معتقد است  با سابقه‌اي كه در كار روزنامه‌نگاري دارد خودبه‌خود همين سابقه يك جور تعهد مي‌آورد و ما را ملزم مي‌كند كه به مضامين اجتماعي و خطرهاي آسيب‌هاي اجتماعي بپردازيم و سريع‌تر در پي حل‌آن باشيم.

/فیلمهایی با صحنه های سفید/

به نظرصدر عاملی  فيلم‌هايي مثل دختري با كفش‌هاي كتاني نمي‌خواهد بي‌حيا و قبيح باشند و نمي‌خواهند اشاعه فساد كنند، اين فيلم‌ها، فيلم‌هايي هستند كه وقتي آنها را مي‌بينيم ياد صحنه‌هايي مي‌افتيم كه در فيلم نيست و تماشاگر در ذهن خود آنها را مي‌سازد.
فيلم‌هايي كه تماشاگر پلا‌ن و سكانس آن را در ذهن خودش مي‌سازد و قصه اصلي نوشته نشده است. در حقيقت صفحه‌هاي سفيدي در فيلمنامه وجود دارد و در ازاي دو صفحه فيلمنامه، مثلا‌ يك صفحه سفيد وجود دارد. وقتي تماشاگر اين فيلم را مي‌بيند، به ياد شرايط، مسائل و مشكلا‌ت و دغدغه‌هاي خودش مي‌افتد...
 
/من ترانه 15سال دارم/

و فیلم من ترانه15سال دارم  كه به نوعي بهترين و محبوب‌ترين فيلم صدر عاملی  محسوب مي‌شود... ترانه به نوعي ادامه منطقي دختري با كفش‌هاي كتاني است و استقبال و برخورد بهتري با آن شد، دختري با كفش‌هاي كتاني درباره يك دختر آسيب‌پذير است ولي قصه ترانه درباره يك دختر مقاوم است و قصه اين فيلم جذابيت بيشتري داشت.
 
/دیشب باباتو دیدم آیدا/

و فيلم ديشب باباتو ديدم آيدا؛ سومین فیلم صدر عاملی از سه گانه ای درباره دختران نوجوان بود.از نظر صدر عاملی اين فيلم، موقعيت پنهان و مخوفي را نشان مي‌داد كه مثل موريانه پايدار بودن خانواده‌ها را مي‌خورد و تداوم احساس خوشبختي را مورد آسيب قرار مي‌دهد و به موضوع بسيار جدي و خطرناكي مي‌پردازد.
فيلم آيدا فيلمي بود كه بسياري از تماشاگران پس از تماشاي آن و پس از بيرون رفتن از سالن به بحث و صحبت و گفت‌وگو درباره اين فيلم مي‌پرداختند. فيلم آيدا فروش خوبي نداشت و به اين دليل فروش خوبي نكرد كه يك هفته قبل از اكران، سي‌دي آن منتشر شد.
 
 /فیلمهایی درباره زائران حرم امام رضا (ع )/

 شب و هر شب تنهايي از ساخته های چند سال اخیر صدر عاملی هستند  كه براي اولين بار به موضوع زائران حرم امام رضا(ع) مي‌پرداخت . به گفته صدر عاملی ساخت اين دو فيلم از دغدغه‌هاي اصلي خودش بود، با صحبت‌هايي كه با آقاي فرجي مدير شبكه دو  داشت و براساس طرح‌هايي از اصغر فرهادي ابراز تمايل كرد كه اين طرح‌ها را كار كند، اين طرح‌ها كه متعلق به فرهادي بود يك مجموعه ماندگار و لذت‌بخشي با موضوع زائر بود. از نظر صدر عاملی  ما  17 ميليون زائر حرم امام رضا(ع) داريم که می توانند مخاطبان این فیلم باشند.
 

/فضیلت هنرمندانه شکیبایی از نظر صدر عاملی/
 
 صدرعاملی همچنین  درباره همکاری با مرحوم شکیبایی در فیلم شب گفته است :خسرو شكيبايي دوست 40 ساله من بود و فرصت كار نداشتيم. ارزشمندي كار شكيبايي اين بود كه سال‌ها با آرامش، متانت و پشتكار كار مي‌كرد و در هامون بود كه ارزش‌هاي هنري او را درك كردند. شكيبايي چهره‌اي كاريزماتيك و دوست‌داشتني و بازي خوب و روحيه فراخ و دلپذيري داشت.
يك ويژگي‌اي كه خسرو داشت كه حتي بازيگران مطرح نداشتند، بازي در سكوت بود، بازي در سكوت، سخت‌ترين كار يك بازيگر است؛ اينكه بازيگران مقابل آدم جلوي دوربيني حرف بزنند و تو فقط تاثير حرف‌هاي بازيگران مقابل را جلوي دوربين نشان دهي.
الا‌ن برخي بازيگران مطرح سينما خودشان را دائما تكرار مي‌كنند ولي او هميشه سعي مي‌كرد متفاوت باشد، او يك‌سري از فيلم‌ها را به خاطر گذران زندگي بازي كرد و بخشي ديگر را به خاطر دل خود كار مي‌كرد. شكيبايي همچنين از ميل به ديده شدن و خودشيفتگي عبور كرده بود و به يك فضيلت هنرمندانه رسيده بود.


+ نوشته شده توسط در جمعه ششم خرداد 1390 و ساعت 19:27 |

محمد تاجیک :در اختتامیه جشنواره فیلم شهر به خاطر بزرگداشت رسول صدر عاملی کار گردان مطرح سینما ،فیلمی دراین باره به نمایش در آمد که در آن آقای صدر عاملی حرفهای بحث برانگیز و قابل تاملی درباره سینمای اجتماعی می گوید .همچنین دراین فیلم بخشهایی از فیلمهای مربوط به سه دهه اخیر صدر عاملی نمایش داده شد .دربخشهایی از فیلم مرحوم شکیبایی حضور دارد.

 

 /در جستجوی آرزوها وآرمانهای از دست رفته /

 به گزارش پارس توریسم ،آقای صدر عاملی دراین فیلم می گوید:هنوز هم موقع فکر کردن باید پیاده راه بروم . اگر خستگی خیلی آزار دهنده ای در خودم حس می کنم بابت این است که همه آرمانها ورویاها و آرزوهایی که شخصا سه دهه برای آن هزینه داده ام هیچ کدام به سرانجام نرسیده است .

 /سینمای اجتماعی داستانهایش را از مردم می گیرد/

 وی درادامه می گوید : من فیلمساز شدم ولی بااین مردم فیلم ساختم . سینمای اجتماعی قصه هایش رااز مردم می گیرد .به گفته این کار گردان مطرح سینما :اصلا وظیفه سینمای اجتماعی این است که سیاه نمایی بکند و حتی در آرمانی ترین جوامع بگردد و یک لکه لوچک پیدا کرده وآن را بزرگ نمایی کند تا همه آن را ببینند و جامعه روز به روز مطلوب تر شود .

 /از گلهای داوودی تا پاییزان/

درادامه بخشهایی از فیلم گلهای داوودی به نمایش در می آید صحنه ای از این فیلم که در پارک ساعی در سال 63گرفته شده .بعدهم کار گردان این فیلم به  سراغ فیلم پاییزان می رود و صدر عاملی درباره این فیلم می گوید :پاییزان زمانی ساخته شد که دوسال قبلش فیلم گلهای داوودی بااستقبال خوبی مواجه شده بود واین کار من را سخت تر می کرد .

 در فیلم صحنه هایی اززمان فیلم پاییزان  نشان داده می شود که رسول صدرعاملی بچه در بقل  سر صحنه است .

/نزدیک شدن به سینما با .فاداری به ژورنالیسم /

 درادامه صدر عاملی از فیلم دختری باکفشهای کتانی می گوید . اودرباره این فیلم می گویدکه آن را بعد از شش سال بیکاری ساخته ولحن او نیز دراین فیلم تغییر یافته و با وفاداری به دانش ژورنالیسم ،حالا به سینما نزدیک تر شده است و در واقع ژورنالیسم را تبدیل به سینما کرده است .در حالی که در فیلمهای قبلی وجه خبری ومستند کار غالب است .

 /اسطوره وار دربرابر مشکلات/

 صدر عاملی درادامه می گوید :از واسط مونتاژدختری با کفشهای کتانی ایده فیلم ترانه آمد . درفیلم دختری با کشهای کتانی ما با دختری آسیب پذیر مواجه هستیم و حالا من درفیلم “من ترانه ....” وارونه اش کرده ام . حالا یک دختر 15ساله است که می ایستد و مقاوم است در مقابل مشکلات و یک جور اسطوره وار درمقابل مشکلات می ایستد.

/مرحوم شکیبایی : صدر عاملی راازسال 50می شناسم/

 دراین فیلم ،صحنه هایی مربوط به برگزاری جشن تولد رسول صدر عاملی در فیلم شب نیز نشان داده می شود . مرحوم شکیبایی درباره صدر عاملی می گوید :من قای صدر عاملی رااز سال 50می شناسم و متاسفانه دراین مدت نتوانستم خدمتش کار کنم .  در همین فیلم ماجرای کیک مالیدن شکیبایی برروی صورت رسول صدر عاملی نیز نمایش داده می شود .مرحوم شکیبایی پیش از این شوخی وشیطنت جالبش می گوید : ما چون داریم یک فیلم خوب کار می کنیم برای اینکه خاطره خوبی از سینما داشته باشیم (و درادامه کیک رابه صورت صدر عاملی می مالدو...)

/فیلمها مهم نیستند آدمها مهم اند/

 در بخشهای پایانی فیلم آقای صدر عاملی می گوید : فیلم به فیلم که می گذرد وتو بزرگتر که می شوی به درکی می رسی از کاری که می کنی و به جایی می رسی و می فهمی که اینقدر که فکر می کردی فیلمها مهم نیستند آدمها مهم هستند .

  /پیرشدن چه قدر زیباست/

 این راصادقانه می گویم . خیلی دوست دارم یک فیلم بسازم و خیلی وقت است که دغدغه ذهنی ام است  اینکه پیر شدن چه قدر زیباست . اینکه تویی که موهای سپیدت ،چهره چروکیده ات و پیشونی درهم رفته ات تورا به یک جور درک از آدمها برساند .


+ نوشته شده توسط در جمعه ششم خرداد 1390 و ساعت 19:23 |
نشست تخصصی یک نشست یک تجربه با حضور رسول صدر عاملی، عزیزالله حمید نژاد و محمد خزاعی شب گذشته در سالن همایشهای خلیج فارس با مدیریت کامران ملکی برگزار شد 
 به گزارش پارس توریسم وبه نقل از ایلنا ،رسول صدر عاملی کارگردان فیلم دردانه با اشاره به ساختن شدن این فیلم به سفارش جشنواره فیلم کیش گفت :من ساخت فیلم سفارشی را بد نمی دانم امانوع فیلمی که ساخته می شود به نوع رابطه فیلمساز و تهیه کننده باز می گردد
صدر عاملی با اشاره به نگاه مدیران فرهنگی به فیلمسازان گفت : بحث اصلی امروز این است که مدیران فرهنگی به فیلمسازان شناخته شده باید اعتماد کنند همانگونه که در ساخت فیلم دردانه خزاعی به ما اعتماد کرد مدیر فرهنگی وقتی فیلمی را سفارش می دهد باید به فیلسماز خود اعتماد کند هرچند مشورت و رایزنی وجود دارد اما نباید مدیر فرهنگی مانند یک بختک به روی فیلسماز بیفتد و از شکوفا شدن خلاقیت وی جلوگیری کند
صدر عاملی با اشاره به اهمیت ساخت فیلم مستندگفت:به طور بالقوه ساخت یک فیلم مستند مبتنی بر تحقیق است و در یک فیلم مستند نیاز است که یک تحقیق جامع صورت بگیرد اما زمانی یک مستند بعد از ساخت موفق است که مخاطب خود را پیدا کند و از طرفی جایگاه خود را به عنوان یک اثر مرجع پیدا کند
کارگردان فیلم من ترانه پانزده سال دارم با اشاره به اینکه فیلم مستند امروز در میان عموم مخاطبان جای خود را باز کرده است اما در ایران در این بخش کوتاهی شده است افزود :متاسفانه صدا و سیما در حوزه سینمای مستند بسیار کوتاهی کرده است و بیشتر به تولید محصولات سینمایی و سریال روی آورده است
وی با انتقاد از سیاستهای مدیران صدا و سیما در حوزه مستند گفت : من معتقدم که باید 40 درصد تولیدات صدا و سیما به امر مستند اختصاص یابد اما زمانی که این مطلب را به ضرغامی اعلام کردم ایشان نپذیرفتند
وی ادامه داد : من شخصا فکر می کنم در 5 سال آینده جذابیت سینمای مستند بسیار بیشتر از امروز می شود و حتی سینمای مستند گیشه را نیز تسخیر می کند و برروی پرده های سینمای خواهد افتاد
صدر عاملی حمایت از فیلمسازان سینمای مستند را امری مهم دانست و افزود : امروز سینمای مستند تبدیل به یک سینمای یک نفره شده است و اگر فیلمی ساخته می شود به دلیل دغدغه شخصی خود فیلسماز مستند است
صدرعاملی با اشاره به اهمیت سینمای اجتماعی افزود : هر میزان که جامعه سالم باشد بازهم باید یک فیلمساز اجتماعی جستجو کند و ایرادها را پیدا کند و یافتن ایرادهای یک جامعه سیاه نمایی نیست
صدر عاملی از نبود یک سیستم درست در ساختار مدیریتی فرهنگی کشور انتقاد کرد و افزود : ساختار فرهنگی ما قائم به فرد است و سیستم مشخصی ندارد زمانی به فیلم گلهای داودی به دلیل مضمون عاشقانه ان ایراد گرفته می شد و زمانی این فیلم را فیلم خوبی می دانستند
صدر عاملی با اشاره به اهمیت جشنواره فیلم کیش گفت: : در زمانی که جشنواره ههای مانند دبی می خواهند خود را تحمیل کنند جشنوراه فیلم کیش بسیار خوب برگزار می شود و من آینده این جشنواره را بسیار درخشان می بینیم
خزاعی : جشنواره ای که تولید فیلم نداشته باشد مصرف گرا می شود.
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 و ساعت 19:35 |
لیلا حاتمی در اظهاراتی که در یکی از شماره نشریه زندگی ایرانی منتشر شده به اظهار نظر درباره سینمایی مهرجویی و بنی اعتماد پرداخته است .
 به گزارش پارس توریسم ،لیلا حاتمی دراین باره گفته : من با داریوش مهرجویی ،کمال تبریزی ،مسعود کیمیایی و فریدون جیرانی و در فیلمهای هنری وتجاری کار رده ام . آنچه که در مهرجویی مرا برانگیخت که او نویسنده وکار گردان ودر عین حال بسیار محبوب است . او روش طبیعی و عادی خود را دارد که مردم آن را خوب می شناسند . مهرجویی داستانی را که ما بارها دیده ایم به سادگی و بسیار ماهرانه روایت می کند .بازی در سینمای تجاری مرا هرگر ناراحت نمی کند .ولی خط قرمزی است که هرگز زیر پا نمی گذارم .من همواره با کسانی کارمی کنم که کار خودرا بلد باشند یا حداقل درکی از هنر داشته باشند و به فکر پیشرفت هستند .ما کار گردانهای بسیار خوبی داریم دربین کار گردانهای خانم ،خانم بنی اعتماد مثل آقای مهرجویی است . دوربین او در مکان مناسب است و بر فیلم سایه نمی اندازد .
 
 یک چیزی درباره کم کاری ما بازیگرها طبیعی است مگر سینما چه قدر می تواند تولید هنرمندانه داشته باشد ؟چاه هم که باشد بالاخره می خشکد .هر دقیقه هم که نمی شود تولید کرد و هنرهم که کار خانه نیست .
 من با گذشته به شکل جدی درارتباط هستم . من تنها دختر خانواده هستم و هنگامی که پدرم رااز دست دادم همه را از استفاده از وسایل شخصی او منع کردم . مادرم برخلاف من روحیه ای ماجرا جویانه ای دارد. بسیار عاطفی هستم و به سالن سینمایی که از پدرم به یادگار مانده ،عشق می ورزم .
 
+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم فروردین 1390 و ساعت 0:53 |
عزت الله انتظامی آقای بازیگر سینمای ایران از محبوب ترین بازیگران تاریخ سینمای ایران است که همواره سعی کرده جایگاه خود درادر سینما حفظ کند .
به گزارش پارس توریسم ،این بازیگر پیش کسوت ومحبوب سینمای ایران در سالهای اخیر به عنوان بازیگری که بیشتر در پی مسائل معنوی و انسانی بوده شناخته شده است .
 بد نیست بدانید که او از مدتها قبل در فیلم تحسین برانگیز شب ساخته رسول صدر عاملی بازی کرده ،فیلمی که درباره زائران حرم امام رضا (ع)است ودراین فیلم با مرحوم شکیبایی و امین حیایی هم بازی بوده است .

 ولی این ساخته معنوی آقای انتظامی در حالی که سینما در محاصره فیلمهای مبتذل سطحی قرار گرفته همچنان امکان اکران نیافته است .
این در حالی است که فیلم دیگررسول صدر عاملی یعنی هر شب تنهایی با بازی حامد بهداد ولیلا حاتمی نیز که درباره زائران حرم امام رضا (ع )است  اواخر سال گذشته در سینماها اکران شد وعلی رغم اکران درزمان بسیار بدی از فروش خوبی برخوردار شد .
 اما می توان استاد انتظامی را بازیگری علاقه مند به معنویات وارزشهای انسانی وبی توجه به مادیات محسوب کرد . خود او چندی پیش در مصاحبه ای با ماهنامه رونا گفته بود که پیشنهادات میلیونی چند بانک را برای تبلیغ نپذیرفته است .
استاد انتظامی گفته بود :برای تبلیغ ماکارونی روی بیلبوردها یکی از همکاران من 50میلیون گرفت .برای من از طرف بانک ملی بانک صادرات و مسکن 90میلیون پیشنهاد شد که فقط عکسم را بگذارند که من دراین بانکها سر مایه گذاری کنم که نکردم . یا یک نفر به من گفت به تویک فرش می دهیم که در عوضش عکست را کار کنیم که قبول نکردم .

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم فروردین 1390 و ساعت 0:52 |

ابراهیم حاتمی کیا و رسول صدر عاملی از کار گردانهای مشهور سینمای ایران  در یادداشتهایی که در جدیدترین شماره همشهری 24 منتشر کرده اند نسبت به وضعیت فعلی سینما هشدار داده اند .

 به گزارش پارس توریسم ،این یادداشتها اگر چه به بهانه یک سالگی نشریه سینمایی همشهری 24 منتشر شده ولی یادداشتهای این دوکار گردان مطرح نشانگر وضعیت نسبتا بحرانی سینماست .

سینماگران مطرحی چون حسن فتحی ،رضا کیانیان ،حبیب رضایی و... یادداشتهای دیگری دراین ماره همشهری 24منتشر کرده اند که این یادداشتها بیشتر درباره مطبوعات سینمایی و وضعیت نقد نویسی در مطبوعات است ولی یادداشتهای حاتمی کیا وصدر عاملی دارای هشدارهایی صریحی نسبت به وضعیت فعلی سینماست .

 /روایت حاتمی کیا از بحرانی ترین ایام سینما/

 ابراهیم حاتمی کیا در یادداشت خود نوشته است :نوشتند 24و نه 25 فریم . پس آشنا در آمدیم و شاید فامیل .ولی چه روزهایی آمده است این 24 .بحرانی ترین ایام سینما !

 تا آنجا که با خبرم 24 در سبد سینما دوستان جای محترمی نشسته است .دلیلش واضح است . 24به وقت وقاب و چشم و شعور خواننده احترام می گذارد ،عناصری که این روزها باید از سینما متوقع می بودیم ،ولی وا مصیبتا!پختگی 24اتفاقی نیست. معززی نیا فرزند خلف سوره است . با متانت وحوصله .

 دلم می خواست بیش از این بوی مرتضی دهد ،ولی دل باید بداند روز گار آوینی ،در قاب آوینی معنی داشت ونه خارج از آن .

رسول صدر عاملی  دیگر کار گردان مطرح سینما نیز در یادداشت خود نوشته است :در لابه لای انبوه پایگاههای خبری و فرستنده های صوتی وتصویری ،روز نامه نگاری در شکل و شمایل موجود در کشور ما آن هم با انواع محدودیتها ،کاری طاقت فرساست .

 /جدال با کسانی که دهه هاست علیه سینما می کوشند/

صدر عاملی درادامه یادداشت خود نوشته : 12شماره انتشار یعنی 12ماه دربه دری از این ماه تا آن ماه .چه باید کرد که هم به سینما پرداخت و فرهنگ سینمایی مردم را ارتقائ داد و هم از طرف دیگر به جدال با آنها که علیه سینما می کوشند و دهه هاست که از پا نشسته اند . به هر حال همیشه در طول همه این سالها کسانی بوده اند وهستند که سینما را یا خاموش خواسته اند و یا حداقل خنثی و بی خاصیت .

 کار گردان فیلمهای شب وهرشب تنهایی درادامه نوشته :بنابراین به نظرم باید به سردبیر و برو بچه های مجله 24 برای تلاشهای پیدا ونا پیدایشان در مبارزه با این جماعت تبریک گفت .مبارزه ای که کمتر دیده می شود و بنابراین تحسین وهورایی هم در کار نیست .مجله 24 را به خاطر همین خنثی نبودن ،اهمیت دادن به فیلم وسینما و حمایتش از سینما در برابر امواج ضد سینمایی بدون در نظر گرفتن ملاحضه های متداول ،دوست دارم ودر آرزوی صمیمان تداوم انتشارش در بهترین شرایط هستم .

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 و ساعت 15:38 |

 رسول صدر عاملی کار گردان مطرح سینمای ایران که از روزنامه نگاران مشهور اوائل انقلاب محسوب می شود آذر ماه 5سال پیش و همزمان با سقوط هواپیمای خبرنگاران ،یادداشت تلخی درباره این واقعه درروزنامه شرق منتشرکرد که همچنان خواندنی به نظر می رسد .

 به گزارش پارس توریسم ،متن کامل این یادداشت به شرح زیر است :

قربانیان شهر آلوده

 چه فرقي مي كند اسمش چه باشد هر كه مي خواهد باشد فقط بهترين باشد جوان ترين جسورترين وهدفمند ترين هارا مي خواهيم شهرآلوده قرباني مي خواهد وقربانيان بايد از عزيز ترين ها باشند و چه كسي عزيزتر پر طراوت تر و شاداب تر از يك خبرنگار
 اين ماموريت خبري گزارشي است از يك رزمايش نظامي كه در آن از هيچ حاشيه جذابي از نوع ديگر ماموريتها خبري نيست
 حتي دريغ از يك گشت وگذار در شهر ،سوژه زمخت است  وجدي ونفس گير و بايد بهترين ها راهي شوند و بهترين ها را بايد ميان عاشقترين ها و جوان ترين هاي اين حرفه جستجو كرد .اين گونه سفرها خيلي وقتها داوطلبانه مشتاق ندارد. زمان جنگ نيست كه بخواهيم قهرمان شويم
    آنهايند كه بايد در فشرده ترين زمان وبا بهترين كيفيت مردم پناه برده به داخل خانه هاي شهررا آلوده گناه كنند .البته كه بايد همكارانشان از خبرگزاريها و مطبوعات نيز در كنارشان باشد و چنين بود كه پرواز آغاز شد .

 به پرواز با پرنده هاي آهنين اعتباري نيست اما آنها به اعتبار شور عشقشان به حرفه اي كه خود انتخابشان كرده اند پرواز را آغاز نموده اند و سوغاتشان نيز بلندترين پرواز بود پرواز خبرنگاراني كه هيچ وقت پشتشان به جايي گرم نبوده است ولي هميشه خودشان پشت گرمي مردم بوده اند، آنهايي كه هنرشان خطر كردن است واز سر انگشتانشان آگاهي مي بارد .

 شهر آلوده قرباني مي خواهد، آن هم در شرايطي كه همه ما به خانه هايمان پناه برده ايم تا مبادا آلودگي چشمانمان را بسوزاند و ناگهان قطره اشكي فروبريزد بي خبراز همه جا جنگل زشت وپير شهر آلوده ،بهترين هايمان را يكجا و باهم از ما مي گيرد و چاره اي نمي ماند جز اينكه حالا خوب گريه كنيم به پهناي همه صورت وبا خودمان بيانديشيم چند خبرنگار تصوير بردار روزنامه نگار وصدابردار براي ما باقي مانده است .


+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم آذر 1389 و ساعت 12:0 |

جهان-سرویس فرهنگی:رضا عطاران بازیگر فیلمهای عامه پسند به تازگی در گفت وگویی عنوان کرده که مردم فیلمهایی چون درباره الی و هرشب تنهایی را از فیلمهایی که او در آنها بازی می کند بیشتر دوست دارند .
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر جهان ،عطاران دراین باره گفته :مردم خیلی بیشتر فیلم "درباره الی "را از مثلا فیلم "نیش زنبوری" که ما بازی کردیم دوست دارند .یا مثلا "هرشب تنهایی" رسول صدر عاملی که این روزها برپرده سینماها قرار دارد خیلی خوب می فروشد و مردم هم دیده اند.
او در پاسخ به سوالی که چرا اینگونه فکر می کنید گفته : مطمئنم . آمار فروش نشان می دهد .عطاران که با نشریه نسل امروز مصاحبه کرده درادامه گفته : یعنی ما می توانیم کارهای دیگری هم غیر از طنز  داشته باشیم که مردم آنها راهم دوست داشته باشند ما در سینما باید انواع ژانرها را داشته باشیم .این مشکل سینمای ماست که دوره ای است . در دوره ای سینمای ما اکشن بود .بعد از آن جنگی شد و بعد از آن عشقی و حالا هم طنز ،که هرکدام بازیگران خاص خودشان را دارند حتما هم این شرایط فعلی تغییر می کند و نوع دیگری از سینما رو می شود.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هجدهم فروردین 1389 و ساعت 9:7 |

 

 

خبر گزاری سینمای ایران :فیلم "هر شب تنهایی" همچون خیلی از داستان ها و فیلم های مرتبط با حضرت امام رضا(ع) با تاکید بر مضامین "شفا" و " معجزه" به یک موقعیت داستانی دست پیدا می کند. می توانید همین الان به سراغ کتاب "جشنواره داستان های رضوی"‌ (کبوتر حرم) بروید و صفحاتش را ورق بزنید و ببینید خط اصلی " سفر یک فرد بیمار به شهر مشهد به امید شفا گرفتن" چندین و چند بار در داستان های این کتاب تکرار شده است.

در هنگام خلق اثری هنری در ارتباط با فرهنگ رضوی، معمولا شفایابی و رفع بیماری اولین ایده ای است که به ذهن داستان نویسان و فیلمنامه نویسان می رسد.

در بیشتر داستان ها فردی به امید شفا گرفتن خودش یا یکی از نزدیکانش، راهی شهر مشهد می شود. معمولا زیارت فرد ناچار و به بن بست رسیده، نقطه عطف داستان را تشکیل می دهد و تحول نهایی پس از ورود قهرمان قصه به بارگاه امام هشتم اتفاق می افتد. این الگوی آشنا در بسیاری از داستان هایی که در ارتباط با "شهر مشهد"‌ نوشته شده اند، رعایت شده است.

نکته جالب در بین داستان های جشنواره رضوی (که چند سال است در سمنان برگزار می شود) این است این الگو در بین نوشته های نویسندگان ساکن در شهر مشهد، نمود کمتری دارد. یعنی نویسندگانی که جزو مجاوران حضرت هستند، معمولا ابعاد متفاوت تری از ارتباط متدینان و امام هشتم را در داستان هایشان منعکس می کنند. دقیقا به این علت که به نسبت شهروندان غیر مجاور، صاحب دیده ها و شنیده های بیشتر و ملموس تری در این رابطه هستند و تجربه همجواری با این مکان مقدس به نویسندگان بومی این امکان را داده که داستان های واقعگراتری بنویسند.

یادآوری همه این مقدمات جهت تاکید بر این نکته بود که فیلمنامه " هر شب تنهایی"‌ واجد نگاه تازه ای به موضوع "فرهنگ رضوی"‌ نیست و با روایت داستان سفر زنی بیمار به مشهد، به سراغ همان سوژه آشنا و همیشگی رفته است. ( جالب است که سومین فیلم از سه گانه زیارت صدر عاملی هم " در انتظار معجزه" نام دارد)

البته فیلمنامه نویس در روایت این داستان از چند ایده مناسب بهره گرفته است. یکی انتخاب حرفه " مجری گری رادیو" برای قهرمان داستان است که موجب شده او فردی آگاه و امروزی به نظر برسد. "عطیه"‌ خود از یک بحران ناامیدی و سرخوردگی رنج می برد و در عین حال باید به سوالات شنوندگان پاسخ دهد و با صحبت هایش آن ها را شاد و امیدوار سازد. این دوگانگی رفتاری از عطیه شخصیتی خاکستری ساخته است. لیلا حاتمی با ایفای نقش "عطیه"‌ در قالب یک " عالم بی عمل"‌ فرو می رود و با نشان دادن ناتوانی اش در برقراری ارتباط با دیگران لایه های منفی نقش را پررنگ می سازد. ضمن این که داشتن شغل "مجری گری" به شخصیت این امکان را می دهد که دلشوره های درونی اش را در طول فیلم در قالب "نریشن" به زبان بیاورد.

نکته دومی که به تفاوت جزیی داستان "هر شب تنهایی"‌ با داستان های مشابهش کمک می کند، تصویر وارونه ای است که فیلمساز از شخصیت "عطیه" ارائه می دهد. معمولا در این گونه الگوها قهرمان با تمام شور و اشتیاق به یک عنصر معنوی متوسل می شود. اما موانعی درونی یا بیرونی موجب می شوند که شخصیت دیرتر به هدفش برسد.

اما در فیلمنامه " هر شب تنهایی" عمق ناامیدی و بی اعتمادی "عطیه"‌ آن قدر زیاد است که ایمانش نسبت به مفاهیمی چون " معجزه" و "شفا"‌ بسیار کمرنگ شده است.

چنین شخصیت جذابی پتانسیل زیادی برای خلق لحظات عاطفی بعدی دارد. اما فیلمنامه نویس به خوبی از این پتانسیل بهره نبرده است.

بی اعتمادی "عطیه" به مفاهیم معنوی با چند دیالوگ مبنی بر "برگشتن به تهران" و "نرفتن به حرم"‌ بیان می شود و هیچ جنبه بصری ندارد. ضمن این که فیلمنامه نویس هیچ توضیحی درباره ریشه های هویتی او نمی دهد. مساله اصلی "عطیه"‌ چیست؟ این که باردار نمی شود( او حسرت وار به کودکان اطرافش نگاه می کند) یا این که با یک بیماری لا علاج دست و پنجه نرم می کند و پزشکان از مداوای او قطع امید کرده اند؟

عطیه چه مختصات متفاوتی نسبت به سایر بیماران به آخر خط رسیده دارد که نمی تواند به آرامش دست پیدا کند؟

فیلمنامه " هر شب تنهایی"‌ در برابر این پرسش ها سکوت می کند و به آن ها هیچ پاسخی نمی دهد و با ضرباهنگی کند و کشدار بیشتر بر رابطه "عطیه" و همسرش متمرکز می شود. پس منتظر می مانیم تا ببینیم چه عاملی می تواند عطیه را از این وضعیت خارج کند و سکون اولیه روایت را بر هم زند.

خرده داستان "مواجهه عطیه با یک دختر بچه" زمینه های تغییر نگرش "عطیه" را فراهم می کند. او پس از همبازی شدن با دختر بچه گمشده در حرم و مراقبت از او، به درک جدیدی از محیط اطرافش می رسد و غصه هایش را برای لحظاتی فراموش می کند. در نتیجه روحیه اش عوض می شود و پرامید و سرخوشانه به سمت حرم گام برمی دارد. پس ازآن است که صورت "عطیه"‌ غرق نور و نشانه های ایمان در وجودش پدیدار می شود.

در " هر شب تنهایی" فیلمساز در پی اثبات این نکته است که معجزه می تواند خیلی راحت تر ازآن چه فکرش را می کنیم اتفاق بیافتد. برقراری یک ارتباط جدید و خوب نگاه کردن به یکی از مخلوقات دنیای مادی، باعث می شود که به درک تازه ای از معنا و مفهوم زندگی برسیم و این درک تازه می تواند برایمان راهگشا باشد. در واقع همه چیز باید در نهایت سادگی اجرا شود.

این سادگی بیش از حد باعث می شود فیلم در بیشتر صحنه ها از لحظات حسی و عاطفی خالی باشد و تاثیرگذاری مورد انتظار یک فیلم معنوی را نداشته باشد. وقتی فیلمی در زیر ژانر "‌سینمای دینی"‌ قرار می گیرد انتظار داریم، فیلم حسی از معنویت را به مخاطبش منتقل کند و زیبایی های آشکار و نهان یکی از اصول اخلاقی را به نمایش بگذراد. اما در " هر شب، تنهایی"‌ هر چه بگردیم چنین عنصری پیدا نمی کنیم. آیا مهرورزی "عطیه"‌ با یک کودک آن قدر مهم است که تمام داستان بر مبنایش بنا شود؟ این کودک چقدر می تواند بر کلیت زندگی قهرمان تاثیر گذار باشد؟ وقتی تحول " عطیه"‌ این قدر کمرنگ است، اصلا می شود اسمش را "تحول" گذاشت؟ پس از این مواجهه دید او به زندگی چقدر تغییر پیدا کرد؟ اصلا از کجا معلوم که از فردا به همان درد بی اعتقادی دچار نشود؟


بهره گیری از یک روایت کم کنش و بی اوج و فرود به خودی خود نقص محسوب نمی شود. مهم این است که این تمهید در خدمت چه کارکردی قرار گیرد. در فیلمنامه "به همین سادگی"‌ زندگی روزمره یک زن خانه دار را شاهد بودیم. در آن جا درونمایه داستان "نمایش یک زندگی کسالت بار" بود. اما در فیلمی که قهرمانش عازم یک سفر معنوی می شود انتظار داریم اتفاق مهم تر و سرنوشت سازتری رخ دهد. وقتی روایت مصالح داستانی لازم برای یک فیلم نود دقیقه ای را ندارد نتیجه اش می شود فیلم کوتاهی که در خیلی لحظات بی جهت کشدار شده است.


گم شدن بچه می تواند نمادی از گمگشتگی قهرمان داستان باشد. همان طور که کفش نداشتن دختر بچه می تواند استعاره از پاک و بی آلایش بودنش باشد. اما " هر شب تنهایی"‌ از آن دست فیلم هایی نیست که بتوانیم به آن نگاهی نمادین و استعاری داشته باشیم. چون نمادهایش به همین چند مورد محدود می شود و در کلیت فیلم گسترش پیدا نمی کند.

همین عوامل است که باعث می شود فیلم "شب"‌ صدر عاملی جذاب تر و تاثیرگذار تر جلوه کند. در آن جا شوق و حسرت یک متهم (عزت ا... انتظامی) برای رفتن به حرم، تاثیرگذارتر از آب درآمده بود. سکانس طلایی فیلم جایی بود که متهم از پنجره های یک مسافرخانه به گنبد طلایی حرم چشم می دوخت و شوق زیارت را برای مخاطب زنده می کرد.

وجه اشتراک "شب"‌ و "‌هر شب تنهایی"‌ این است که در هر دو دست تقدیر قهرمان داستان را به حرم می کشاند. در اولی کاملا می توانیم سبکبالی پس از زیارت را احساس کنیم. اما در دومی چون تحول شخصیت یکباره و بدون پیش زمینه های مورد نیاز بوده، زیارتش هم آن حس و حال لازم را ندارد.

فکر می کنم این خلاصه داستان برای " هر شب تنهایی" مناسب باشد: زنی بیمار به مشهد سفر می کند و با خاطره ای خوب مشهد را ترک می کند.

خاطره خوب "عطیه"‌ همان عکس دو نفره ای است که در سکانس پایانی رو به دوربین نشانش می دهد.

نقطه قوت فیلم یکی بازی روان و یکدست دو بازیگر محوری اش است و دیگری قاب های زیبا و چشم نواز "فرج حیدری" از فضای داخل حرم.

عادت کرده ایم که فیلم های دینی را با حضور نابازیگران ببینیم. اما در "هر شب تنهایی" رسول صدرعاملی این کلیشه را می شکند و دو بازیگر ستاره ( لیلا حاتمی و حامد بهداد)‌ را جلوی دوربین می برد و بازی های جذابی از آن ها می گیرد.

ورود کارگردان های خوش سابقه و کار بلد به "سینمای دینی " را باید اتفاقی مبارک تلقی کرد. رسول صدر عاملی با این دو فیلمش نشان داده که کارگردان "سفارشی سازی"‌ نیست. می توان از نوع پرداخت قصه و شخصیت ها ایراد گرفت. اما نباید فراموش کرد که کارگردان بر خلاف خیلی از فیلم های موسوم به " مذهبی" از شعاردادن و مستقیم گویی های رایج و کلیشه ای پرهیز کرده و در پی به تصویر کشیدن "دغدغه های دینی" آدم های معمولی اش بوده است.

تا این جای کار "شب"‌ و "‌ هر شب تنهایی"‌ را باید جزو معدود نمونه های حرفه ای و استاندارد "سینمای رضوی" دانست. این دو فیلم با وجود تمام اشکالات جزیی شان یک سر و گردن بالاتر از نمونه های مشابه قرار می گیرند.

 http://cinemapress.ir/NSite/FullStory/News/?Id=666

+ نوشته شده توسط در جمعه هفتم اسفند 1388 و ساعت 10:9 |
 
احسان رحیم زاده در روزنامه خراسان نوشت  :فيلم «هر شب تنهايي» هم چون خيلي از داستان ها و فيلم هاي مرتبط با حضرت امام رضا(ع)، با تاکيد بر مضامين «شفا» و «معجزه»، به يک موقعيت داستاني دست پيدا مي کند. در هنگام خلق اثري هنري در ارتباط با فرهنگ رضوي، معمولا شفا و رفع بيماري اولين ايده اي است که به ذهن داستان نويسان و فيلم نامه نويسان مي رسد.در بيشتر داستان ها فردي به اميد شفا گرفتن خود يا يکي از نزديکانش، راهي مشهد مي شود. معمولا زيارت فرد به بن بست رسيده، نقطه عطف داستان را شکل مي دهد. تحول نهايي نيز پس از ورود قهرمان قصه به بارگاه امام هشتم اتفاق مي افتد. فيلم نامه «هر شب تنهايي»، واجد نگاه تازه اي به موضوع «فرهنگ رضوي» نيست زيرا با روايت داستاني سفر زني بيمار به مشهد، سراغ همان سوژه آشنا و هميشگي رفته است.البته فيلم نامه نويس در روايت اين داستان، از چند ايده مناسب بهره گرفته است. يکي انتخاب حرفه «مجري گري راديو» براي قهرمان داستان که موجب شده است او فردي آگاه و امروزي به نظر برسد. «عطيه» از يک بحران نااميدي و سرخوردگي رنج مي برد. در عين حال بايد به سوالات شنوندگان پاسخ دهد و با صحبت هايش آن ها را شاد و اميدوار سازد. اين دوگانگي رفتاري، از «عطيه» شخصيتي خاکستري ساخته است. ليلا حاتمي با ايفاي نقش «عطيه» در قالب يک «عالم بي عمل» فرو مي رود. وي با نشان دادن ناتواني اش در برقراري ارتباط با ديگران، لايه هاي منفي نقش را پررنگ مي سازد. ضمن اين که حرفه «مجري گري» به «عطيه» اين امکان را مي دهد که دلشوره هاي دروني اش را، در طول فيلم در قالب «نريشن» به زبان بياورد.نکته دومي که به تفاوت جزئي داستان «هر شب تنهايي» با داستان هاي مشابهش کمک مي کند، تصوير وارونه اي است که فيلم ساز از شخصيت «عطيه» ارائه مي دهد. معمولا در اين گونه الگوها قهرمان با تمام شور و اشتياق به يک عنصر معنوي متوسل مي شود. اما موانعي دروني يا بيروني، موجب مي شوند که شخصيت ديرتر به هدفش برسد.اما در فيلم نامه «هر شب تنهايي» عمق نااميدي و بي اعتمادي «عطيه» آن قدر زياد است که ايمانش نسبت به مفاهيمي چون «معجزه» و «شفا»، بسيار کمرنگ شده است.چنين شخصيت جذابي توانمندي زيادي براي خلق لحظات عاطفي دارد. اما فيلم نامه نويس به خوبي از اين فرصت بهره نبرده است.بي اعتمادي «عطيه» به مفاهيم معنوي با چند ديالوگ، مبني بر «برگشتن به تهران» و «نرفتن به حرم» بيان مي شود و هيچ جنبه بصري ندارد. ضمن اين که فيلم نامه نويس هيچ توضيحي، درباره ريشه هاي هويتي او نمي دهد. مسئله اصلي «عطيه» چيست؟ اين که باردار نمي شود (او حسرت بار به کودکان اطرافش نگاه مي کند) يا اين که با يک بيماري لاعلاج دست و پنجه نرم مي کند و پزشکان از مداواي او قطع اميد کرده اند؟ عطيه چه ويژگي هاي متفاوتي، نسبت به ساير بيماران به آخر خط رسيده دارد که نمي تواند به آرامش دست پيدا کند؟فيلم نامه «هر شب تنهايي» در برابر اين پرسش ها سکوت مي کند و به آن ها هيچ پاسخي نمي دهد. سپس با ضرباهنگي کند و کشدار، بيشتر بر رابطه «عطيه» و همسرش متمرکز مي شود. پس منتظر مي مانيم تا ببينيم چه عاملي مي تواند عطيه را از اين وضعيت خارج کند و سکون اوليه روايت را برهم زند.خرده داستان «مواجهه عطيه با يک دختربچه»، زمينه هاي تغيير نگرش «عطيه» را فراهم مي کند. او پس از همبازي شدن با دختربچه گمشده در حرم و مراقبت از او، به درک جديدي از محيط اطرافش مي رسد و غصه هايش را، براي لحظاتي فراموش مي کند. در نتيجه روحيه اش عوض مي شود و پراميد و سرخوشانه به سمت حرم گام برمي دارد. پس از آن است که چهره «عطيه» غرق نور و نشانه هاي ايمان در وجودش پديدار مي شود.در «هر شب تنهايي» فيلم ساز در پي اثبات اين نکته است که «معجزه»، خيلي راحت تر از آن چه فکرش را مي کنيم، مي تواند اتفاق بيفتد. برقراري يک ارتباط جديد و خوب نگاه کردن به يکي از مخلوقات دنياي مادي، باعث مي شود که به درک تازه اي از معنا و مفهوم زندگي برسيم و اين درک تازه، مي تواند راهگشا باشد. در واقع همه چيز بايد در نهايت سادگي اجرا شود.اين سادگي بيش از حد باعث مي شود فيلم در بيشتر صحنه ها، از لحظات حسي و عاطفي خالي باشد و تاثيرگذاري مورد انتظار يک فيلم معنوي را نداشته باشد. آيا مهرورزي «عطيه» با يک کودک آن قدر مهم است که تمام داستان بر مبنايش بنا شود؟ اين کودک چقدر مي تواند بر کليت زندگي قهرمان تاثيرگذار باشد؟ وقتي تحول «عطيه» اين قدر کمرنگ است، اصلا مي شود اسمش را «تحول» گذاشت؟ پس از اين مواجهه ديد او به زندگي چقدر تغيير پيدا کرد؟ اصلا از کجا معلوم که از فردا به همان درد بي اعتقادي دچار نشود؟بهره گيري از يک روايت کم کنش و بي اوج و فرود، به خودي خود نقص محسوب نمي شود. مهم اين است که اين تمهيد در خدمت چه کارکردي قرار گيرد. در فيلمي که قهرمانش عازم يک سفر معنوي مي شود، انتظار داريم اتفاق مهم تر و سرنوشت سازتري رخ دهد. وقتي روايت مصالح داستاني لازم براي يک فيلم نود دقيقه اي را ندارد، نتيجه اش مي شود فيلم کوتاهي که در خيلي لحظات بي جهت کشدار شده است.گم شدن کودک مي تواند نمادي از گمگشتگي قهرمان داستان باشد. همان طور که کفش نداشتن دختربچه، مي تواند استعاره اي از پاک و بي آلايش بودنش باشد. اما «هر شب تنهايي» از آن دست فيلم هايي نيست که بتوانيم به آن نگاهي نمادين و استعاري داشته باشيم. چون نمادهايش به همين چند مورد محدود مي شود و در کليت فيلم گسترش پيدا نمي کند.وجه اشتراک «شب» و «هرشب تنهايي» اين است که در هر دو فيلم، دست تقدير قهرمان داستان را به حرم مي کشاند. در اولي کاملا مي توانيم سبکبالي پس از زيارت را احساس کنيم. اما در دومي چون تحول شخصيت يک باره و بدون پيش زمينه هاي مورد نياز بوده است، زيارتش هم آن حس و حال لازم را ندارد.خاطره خوب «عطيه» همان عکس دو نفره اي است که در سکانس پاياني، رو به دوربين نشانش مي دهد.نقطه قوت فيلم يکي بازي روان و يکدست دو بازيگر محوري اش ليلا حاتمي و حامد بهداد است و ديگري قاب هاي زيبا و چشم نواز «فرج حيدري»، از فضاي داخل حرم.عادت کرده ايم که فيلم هاي ديني را با حضور نابازيگران ببينيم. اما در «هر شب تنهايي»، رسول صدرعاملي اين کليشه را مي شکند و دو بازيگر ستاره (ليلا حاتمي و حامد بهداد) را جلوي دوربين مي برد و بازي هاي جذابي هم از آن ها مي گيرد.ورود کارگردان هاي خوش سابقه و کاربلد به «سينماي ديني» را بايد اتفاقي مبارک تلقي کرد. رسول صدرعاملي نشان داده است که کارگردان «سفارشي سازي» نيست. مي توان از نوع پرداخت قصه و شخصيت ها ايراد گرفت. اما نبايد فراموش کرد که کارگردان برخلاف خيلي از فيلم هاي موسوم به «مذهبي»، از شعار دادن و مستقيم گويي هاي رايج و کليشه اي پرهيز کرده و در پي به تصوير کشيدن «دغدغه هاي ديني» آدم هاي معمولي اش بوده است.تا اين جاي کار «شب» و «هر شب تنهايي» را بايد جزو معدود نمونه هاي حرفه اي و استاندارد «سينماي رضوي» دانست. اين دو فيلم با وجود تمام اشکالات جزئي شان يک سر و گردن بالاتر از نمونه هاي مشابه قرار مي گيرند.
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388 و ساعت 23:19 |

 

محمد تاجیک :جامد بهداد بازیگر مطرح سینما که این روزها فیلم موفق هرشب تنهایی را برپرده سینماها دارد گفت وگویی با آرامه اعتمادی  در هفته نامه نسل امروز کرده ودر این مصاحبه حرفهای جالبی را بیان کرده است .

 

 بهداد  این روزها فیلم هرشب تنهایی ساخته تحسین شده رسول صدر عاملی را بر پرده سینماها دارد که از فروش بسیار خوبی برخوردار شده ومردم استقبال خوبی از این فیلم کرده اند .

 فیلم تسویه حساب ساخته تهمینه میلانی نیز فیلم دیگری است که حامد بهداد نیز در آن حضور دارد وقرار است به زودی در سینماها اکران شود .

 

/مهران مدیری به روایت حامد بهداد/

 حامد بهداد که قرار است به زودی با مهران مدیری کنسرت مشترکی را برگزار کند در بخشهایی ازاین مصاحبه درباره مهران مدیری گفته است :مثل مهران مدیری هرگز نمی توان پیدا کرد .مهران یک آدم خجالتی ،ماخوذ به حیا وکم حرف است .من نمی فهمم آن مهران مدیری جلوی دوربین کیست ؟این مهران کیست ؟و آن مهران کیست ؟می شود؟!

  /پختگی حاصل از جنگ /

بهداد درادامه می گوید :چند وقت پیش مهران را دیدم . فهمیدم که مهران سه سال در جبهه جنگیده . من این را نمی دانستم .شگفت زده شدم . نمی دانم این آدمها برای چه به جبهه رفتند اما یک دلیل خیلی بزرگ دارند :ایران . یک دلیل بزرگتر هم مادر است ُدفاع از سرزمین مان در حافظه تاریخی ماست .دفاع از مرزوبوم کشورمان ومن تازه فهمیدم که یک وجه از وجوه مهران چه چیزی دارد که من ندارم :پختگی حاصل از جنگ. او جمله خیلی قشنگی گفت :" وقتی جنگ را ببینی یک شبه صد ساله می شوی !". من این حرف را قبول دارم . این حرف را می فهمم .

 /راز سکوت مهران مدیری/

حامد بهداد سپس با طرح این سوال که  اما چرا مهران مدیری این حرف را گفت ادامه می دهد :سکوتی در مردهای جنگ هست که وقار خاصی دارد . همین سکوت کش مکش بین مرگ وزندگی را بی ارزش می کند و فاصله بین بودن و نبودن را کم می کند هیجان زندگی به خاطر ترسی که از مرگ داری کم می شود .همیشه می توانی بدون هیاهو از زندگی لذت ببری .مهران این را خوب فهمیده .همه کسانی که جنگیده اند این را می فهمند .من عاشق کسانی هستم که برای این مملکت جنگیده اند . این مملکت در هر وضعیتی که باشد چه بهتر از این وچه بدتر از این  باید برای آن با دشمن اش جنگید .نباید گذاشت بد از بدتر شود . این آرامش نسبی به سختی به دست آمده است .

 /مدیری به من گفت تورا می بینم یاد مارلون براندو می افتم /

حامد بهداد در بخش دیگری از این مصاحبه می گوید :همین مهران مدیری در یک جمعه خودش پا پیش گذاشت و سلام علیکی کردیم وگفت تورا که می بینم یاد جیمز دین ومارلون براندو واین حرفها می افتم .

/گلایه کیمیایی به خاطر نخواندن کتابش/

 کتاب جسدهای شیشه ای مسعود کیمیایی را تازه شروع کردم به خواندنش .این کتاب را پدرم بهم هدیه داد.درست روز تولدم.فکر کنم سال ۸۲هدیه داده بود وهنوز نخوانده ام . آقای کیمیایی گلایه مند بود که چرااین کتاب را نخوانده ام .به خاطر همین شروع کردم به خواندنش.

 /جایزه جشنواره فجر/

 بهداد در پاسخ به سوالی که سال گذشته بحث براین بود که دقایق آخر اختتامیه جشنواره برنده جایزه ها تغییر کرده ؟من هم همین فکر را می کنم . برای من هم این اتفاق افتاد . این یک بازی دیگر است . ذهن من جور دیگری فکر می کرد .

 

 /این جایزه لعنتی/

وی درادامه می گوید : من زمانی فکر می کردم این جایزه لعنتی براساس توجه به کیفیت به آدمها می رسدو برای بالا بردن سطح سلیقه ونشانه رفتن و چیزهای ویژه و تک ونو این اتفاق می افتد .ولی متوجه شدم قضاوتها براساس یک داوری هنرمندانه نیست .

 /حتما روزی اسکار می گیرم / 

بهداد درادامه می پرسذ جایزه سیمرغ مگر اسکار است ؟و ادامه می دهد :اسکار ونوبل برای من مهم است . اگر بگذارند سینمای مان خارج از ایران برود حتما روزی اسکار خواهم گرفت . خدا کمکم خواهد کرد .

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388 و ساعت 23:17 |
از روزنامه نگاری تا حضور در کنارامام خمینی وساخت فیلم هر شب تنهایی
 
محمد تاجیک :در زمان اکران فیلم " دختری با کفشهای کتانی " ساخته رسول صدرعاملی ،او در مصاحبه ای درباره اینکه کفش کتانی برای شما نشانه چیست گفته بود : برای نسل من کتانی نماد مقاومت واستقامت است . آقای صدر عاملی بعد خاطره جالبی تعریف کرده وگفته بود :پیش از انقلاب ماموران پلیس ساواک وقتی تو را می دیدند ومی خواستند تو را بگیرند و تو هم باید فرار می کردی و بهترین کفش کتانی بود .حالا بعد از ۲۵ سال دیگر عوض شده .حالا کتانی نماد نشاط شادی هیجان نوجوانان وجوانان است. 

/فیلمسازی جریان ساز/

رسول صدر عاملی از کار گردانهای مطرح وجریان ساز سینمای پس از انقلاب است که با آثار خود در سه دهه شصت ،هفتاد و هشتاد به شدت در سینمای ایران جریان ساز بوده است .صدر عاملی در زمان انقلاب از روزنامه نگاران مشهور روزنامه اطلاعات درزمان وقوع انقلاب بود که اگر به آرشیو روزنامه های آن زمان مراجعه کنیم نام رسول صدر عاملی نام آشنایی است . فيلمسازي كه زماني يك فيلمساز يوناني او را بهترين فيلمساز سينماي نوجوان در دنيا خوانده بود. فيلمسازي كه اولين تهيه‌كننده سينماي بعد از انقلا‌ب است و سال گذشته برنامه بزرگداشت او در جشنواره فیلم فجر برگزار ‌شد .
/درباره رسول صدرعاملی/

رسول صدرعاملی از خانواده‌اي آمده كه وجهه مذهبي پررنگي داشت. پدرش سال‌ها در مسجدي حوالي چهارصد دستگاه خيابان پيروزي به عنوان امام جماعت و معتمد محل شناخته مي‌شد و هنوز هم با اينكه چند سالي است «حاجي‌صدر» در آن مسجد به دليل بيماري پيش نماز نمي‌ايستد، همه روي اسمش قسم مي‌خورند. حاجي به خانواده‌اش هم همين تدين با تعهد را آموخته است. اما رسول صدرعاملي هيچ‌گاه نخواست از چيزهايي كه بعضي‌ها به عنوان امتياز از آن استفاده مي‌كنند، طرفي بگيرد و توشه‌اي براي خود فراهم كند. او در اين خانواده با انتخاب فيلم‌سازي راه خود را رفت. ابتدا در روزنامه اطلاعات به عنوان خبرنگار كار خود را آغاز كرد. با اوج‌گيري انقلاب در پاييز 57 به نوفل‌لوشاتو رفت و همراه با بسياري از خبرنگاران ديگر از سراسر جهان، احوالات آن روز رهبر انقلاب ايران را منعكس كرد. او با همان هواپيماي امام در 12بهمن 57 به ايران بازگشت و كار خود را پي گرفت. ماجراهاي آن روزهاي نوفل‌لوشاتو و افرادي كه در آنجا بودند را سال‌ها بعد در سريالي با نام «خاطرات يك خبرنگار» ساخت. خودش دراین باره گفته است: «انگيزه‌ام از ساخت اين سريال، ديدن آدم‌هايي بود كه در آن زمان همسن بوديم. دوست داشتم ببينم آن خبرنگاران، بيست سال بعد از واقعه نوفل‌لوشاتو كجايند و چه مي‌كنند. عجيب بود، هر كدام از آنها براي خودشان كسي شده بودند؛ يكي شده بود سردبير لوموند، ديگري مدير دو شبكه تلويزيوني در فرانسه، بعدي كارش فقط اين بود كه روزي يك ستون مطلب در سايت‌هاي اينترنتي بنويسد و شاهانه زندگي كند. اما من بعد از سي سال فقط يك فيلم‌بسازم .(روزنامه های تهران ،همزمان با برگزاری برنامه بزرگداشت او درسال گذشته در جشنواره فجر)

/در آرزوی روزنامه نگار شدن/

صدرعاملي به گفته خودش از روزي كه خودش را شناخته روزنامه را می شناخته و آرزو مي‌كرده كه روزي يك خبرنگار و روزنامه نگار بشود. او درسال آخر دبيرستان به روزنامه اطلاعات معرفي می شود و همزمان با اطلاعات هفتگي نيز همکاری مي‌كرد..
کارگردان فیلمهای مطرحی چون " من ترانه 15سال دارم " و"دختری باکفشهای کتانی "زمانی با حضور دریک برنامه تلویزیونی بااشاره به اینکه قبل از انقلاب هيچ وقت به طور جدي به سينما فكر نمي‌كرده، گفته بود: آن قدر شوق روزنامه‌نگاري داشتم كه سينما برايم جدي نبود و اهميت نداشت. در واقع من از گزارش مطبوعاتي به سينما رسيديم و با مصاحبه‌اي كه از فرار سه سرباز 17 شهريور به دستم رسيد، فيلم «خونبارش» را ساختم...

/بهت زده درخیابان/

رسول صدر عاملی از دوران انقلاب خاطرات بسیاری داشته که به گفته خودش عميقا بر زندگي او تاثيرگذاشته است . خود اودرباره روز 17شهریور گفته است :
در روز 17شهریور دوستي به اسم احمد سميعي داشتم كه با هم مجروحان را با يك موتور به درمانگاه بهادري در خيابان كرمان مي رسانديم . احمد موتور را مي برد و من عقب مي نشستم و فرد مجروح را نگه مي داشتم .بار سوم يا چهارمي كه مجروح برديم ، آنجا اعلام كردند كه به شدت به خون احتياج دارند . من ماندم كه خون بدهم و احمد رفت كه مجروح بياورد كه ديگر برنگشت. من تا مدتها بهت زده بودم و نمي توانستم بر خودم مسلط شوم. صدر عاملی درزمان انقلاب و همزمان با حضور امام خمینی (ره )در فرانسه ،دراین کشور حضور داشت .خود او دراین باره گفته :من در مون پليه درجنوب فرانسه بودم كه تا پاريس هفت ساعت با قطار راه بود. قبلا با آقاي صالحيار سردبير اطلاعات صحبت كرده بودم و با اصرار ايشان قرار شد كه به پاريس بروم. خلاصه در اتاقم را قفل كردم و راه افتادم. حضرت امام ابتدا مدتي در پاريس در طبقه هفتم يك مجتمع آپارتماني اقامت داشتند و كساني كه مي آمدند اذيت مي شدند . امام گفتند جايي تدارك ديده شود كه مردم راحت باشند و ضمنا جاي خلوتي هم باشد. به اين ترتيب قرار شد كه به نوفل لوشاتو بروند.
در اتاقم را بستم و آمدم پايين و خودم را رساندم به پاريس و همانجا بودم تا وقتي كه امام رفتند نوفل لوشاتو و من هم راه افتادم و رفتم .
حس اوليه من اين بود كه مي خواستم به هر قيمتي آنجا باشم و خيلي ها مخالفت مي كردند . طبيعي هم بود ، چون جاي زيادي نداشتند.
/قلب تپنده تمام اخبار جهان/
صدر عاملی درادامه صحبتهای خود می گوید :من چنان مات و محو شرايط بودم كه باور كنيد تا مدتها متوجه نمي شدم چه خبر است . يك مرد انقلابي به جايي آمده بود كه قرار بودهيچ نوع همراهي و همكاري با او نشود ،غافل از اين كه آن دهكده كوچك ، قلب تپنده تمام اخبار جهان خواهد شد . تمام خبرگزاريهاي بزرگ دنيا در آنجا نماينده داشتند . كلاس خبرنگاري بود.

/تلاش کم نظیر برای ماندن/

خبر نگار سابق روزنامه اطلاعات وفیلمساز مطرح امروز سینمای ایران تلاش کم نظیری برای ماندن پیش امام (ره )داشت .صدر عاملی دراین باره گفته :آغاز فصل زمستان بود . هر روز ساعت نه و ده صبح يك اتوبوس از پاريس ايرانيها را مي آورد نوفل لوشاتو و ساعت چهار بعد از ظهر برمي گشت و ديگر به هيچ وجه وسيله اي براي رفتن نبود . هر چه به من گفتند برو، نرفتم و همان جا در كوچه در مقابل اقامتگاه امام روبروي پنجره ايشان ماندم . عصر شد غروب و غروب شد شب و شب شد نصف شب. هوا بسيار سرد بود و من داشتم مي لرزيدم ، ولي از سرجايم تكان نخوردم .
ساعت دو بعد از نيمه شب بود كه پرده پنجره اتاق حضرت امام تكان خورد و چند دقيقه بعد يك نفر آمد و برايم پتو آورد و خلاصه من رفتم داخل اقامتگاه امام و ماندگار شدم.

/ هدف عالی امام خمینی (ره )/

به نظر رسول صدر عاملی امام و همه مردان بزرگ تاريخ ، همه زندگي و هستيشان متمركز بر هدفي عالي است . درمورد امام ، اين هدف فقط رضايت خدا بود و بس. ايشان فقط به اداي تكليف فكر مي كردند و لذا همه حواسشان متوجه اين بود كه در اين راه ، هيچ امري از نگاهشان پنهان نماند . خاطر آسوده و ذهن بدون اضطراب متعلق به انساني است كه تكليفش با خود و زندگيش روشن است ، وظايفي را كه احساس مي كند بر دوش اوست و نتيجه را نيز با يك توكل محض به خدا واگذار مي كند . وقتي نگران و مضطرب نباشي و خاطر آسوده داشته باشي ، جزئيات را هم متوجه مي شوي و از كنار هيچ موضوعي بي تفاوت نمي گذري.


/زائران حرم امام رضا (ع )به روایت صدرعاملی / .


.فیلم هر شب تنهایی از ساخته های رسول صدر عاملی که این روزها بر پرده سینماهای تهران وشهرستانها قرار دارد فیلمی درباره زائران حرم امام رضا (ع) است . فیلمی که برخی از پخش کنندگان فیلمهای سینمایی پیش بینی می کردند فروش بسیار ناچیزی خواهد داشت ولی برخلاف این پیش بینی ها وباوجود اکران این فیلم در فصلی نامناسب و همزمان با جشنواره ،این فیلم از فروش فوق العاده ای برخوردارشده وهم اکنون فروش این فیلم درتهران به . مرز 500 میلیون تومان نزدیک شده است .
کار گردان فیلم هرشب تنهایی چند ماه پیش وقبل از اکران این فیلم در مصاحبه ای پیش بینی کرده بود که استقبال خوبی از این فیلم شود .اوگفته بود :در هر صورت در باره‌ي اين فيلم من به يك نكته اطمينان كامل دارم و آن هم اين است كه «هرشب تنهايي» قطعا با مخاطبان بسياري ارتباط برقرار خواهد كرد اما در اين ميان براي من مهم آن است كه اين فيلم بتواند با افرادي كه توجه كمتري به مسائل ديني و عرفاني دارند، ارتباط برقرار كنند.


/هم فیلم ببینید وهم زیارت کنید/

عموم منتقدان سینمای ایران به استقبال از این ساخته رسول صدر عاملی رفته اند .منتقدی درباره هرشب تنهایی نوشته :نكته جالب توجه اين‌كه صدرعاملي و گروه سازنده‌اش از زواياي مختلف حرم هنرمندانه استفاده كرده‌اند تا تصاوير زيبا و بديعي خلق كنند. تماشاي فيلم هر شب تنهايي در واقع مصداق يك تير با 2نشان زدن است؛ چون هم فيلم مي‌بينيد و هم زيارت مي‌كنيد.

/بردل می نشیند/

منتقددیگری نیز درباره فیلم صدر عاملی گفته :هر شب تنهايي» در مسير فيلم‌سازي «رسول صدرعاملي» كه در مسير رويدادهاي جاري اجتماع حركت مي‌كند، فيلمي پذيرفتني است و فيلمي كه از دل برآيد بر دل مي‌نشيند.

/ناامیدی گیجی وسرگردانی/

شخصيت اصلي فيلم هرشب تنهایی عطیه با بازی لیلا حاتمی شخصيتي پيچيده و چندبعدي است؛ زني که به گفته دکترها بيشتر از چند ماه زنده نيست و يکباره با احساس عميقي از نااميدي، گيجي و سرگرداني، انگار گم شده. عطيه به پيشنهاد و خواست شوهرش به مشهد آمده تا يک روز آنجا باشد و نمي خواهد حتي بيشتر از يک روز بماند. عطيه زني مدرن و امروزي و نويسنده و گوينده راديو است، و حالا يکپارچه ترس خورده و گيج با ورود به مشهد انگار سفر جديدي را در خودش شروع مي کند. انتخاب چنين کاراکتري که دور از قاعده هاي تکراري است، به علاوه عناصر ديگر فيلم باعث مي شود مخاطبان مختلفي با فيلم ارتباط برقرار کنند.

/برزخ ریاو سوئ تفاهم /
خود آقای صدر عاملی در باره ساخت فیلمهایی چون "شب " وهرشب تنهایی گفته است .سال‌ها بود كه در پي نوشتن فيلم‌نامه‌اي بودم كه مفهوم «زائر» را به معناي عام آن مورد بررسي قرار دهد و البته نزديك‌شدن به اين موضوع امري بسيار مشكل بود، چراكه ممكن بود به ريا متهم شوم و يا سوء‌تفاهم ايجاد شود و اين مسايل پرداختن به اين موضوع را بسيار دشوارتر ساخته بود.
كارگردان فیلمهای شب وهرشب تنهایی ادامه داده: نزديك به سه سال پيش در صحبتي كه با اصغر فرهادي داشتيم، به اين نتيجه رسيديم كه بايد اين بحث را مطرح كرد و در پي آن‌ بوديم كه اين موضوع را در بيش از سه فيلم بررسي كنيم، اما اصغر فرهادي گفت كه نمي‌دانم اين طرح در تصوير چگونه خواهد شد و واقعا هم همين‌طور بود كه فيلم «شب» در جشنواره قبلي خيلي ديده نشد، اما «هر شب تنهايي» از وضعيت بهتري برخوردار شد و در جشنواره‌هاي مختلفي كه شركت داشت، گاه نقدهايي درباره آن نوشته شد كه براي خودم هم حيرت‌انگيز بود.

/فیلمی درباره 17میلیون زائر/
موضوع زائران حرم امام رضا (ع )موضوعی است که به گفته رسول صدر عاملی كسي تاكنون سراغ اين مضمون نرفته است درحالی که در سال 15 تا 17 ميليون زائر به مشهد مي‌رود كه به اين جامعه تعلق دارند و متأسفانه سينماي روشنفكر ما سراغ اين موضوع نرفته بود.
صدرعاملي آن طور که خودش عنوان کرده به خاطر ساخت دو فیلم شب وهرشب تنهایی درباره زائران حرم امام رضا (ع ) بارها از همه‌جا متهم شده كه فیلم سفارشي ساخته است درحالي‌كه اين فيلم به گفته خودش دلي بودو براساس اعتقاداتش آن را ساخته است ..
گروه فیلمبرداری فیلمهای شب وهرشب تنهایی در واقع اولين گروهي بودند كه توانستند در حرم فيلم‌برداري كنند . گروه فیلمبرداری بعد از اين‌كه يك ماه در بيرون كار كردند توانستند دست اندرکاران مدیریت حرم امام رضا (ع )را جلب کرده وبه داخل بروند .اگرچه با توجه به اين‌كه از انتظامات آستان قدس رضوي اجازه كار صادر شده بود، اما هريك از خادمين براي خود قوانيني داشتند و بعضي‌ها همكاري و بعضي‌ها در تقابل با گروه فیلمبرداری بودند.

/صدر عاملی اعدام باید گردد/.

كارگردان «من ترانه 15 سال دارم» در بخشی از یک نشست با حضور تماشاگران عنوان کرده بود تمام فيلم‌هاي من بدون استثنا سرآغاز يك جريان فيلمسازي در سي ساله‌ي اخير بوده‌اند. مثلا فيلم «رهايي» كه توقيف شد به نوعي سرآغاز فيلم‌هاي جنگي بود وحتي بعدها در قالب مصاحبه‌اي هشت صفحه‌اي در سروش، عده‌اي گفتند كه براي ساختن آن فيلم بايد مرا اعدام كنند.
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388 و ساعت 22:3 |
 

  http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=10904#71569
  در جستجوي واقعيت  
 
 نويسنده : عليرضا نراقي 
داستان "هرشب تنهايي" از اين قرار است، عطيه نويسنده ومجري راديو به همراه همسرش به مشهد آمده است. عطيه که از بيماري سختي رنج مي برد حاضر نيست که براي درمان عمل شود، اين بيماري و مساله عمل باعث پيچيدگي مناسباتش باهمسرش شده. از طرفي ديگر، او با اعتقاد داشتن و نداشتن درگير است تا اينکه در حرم امام رضا(ع) بچه اي گمشده به او پناه مي آورد و اين پاسخي است به کشمکش هاي دروني او...
رسيدن به رئاليسم و درک و بازنمايي واقعيت، دغدغه چند ساله صدرعاملي بوده است. او از "دختري با کفشهاي کتاني" مسير قابل توجه و تجربيات مهمي براي رسيدن به واقعيت زيستي يک نسل از طبقه  متوسط شهري ايران را پيش گرفت که در "من ترانه پانزده سال دارم" و سپس "ديشب بابات ديدم آيدا" به اوج خود رسيد، اما به نظر ميرسد در مسير جديد فيلمسازي صدر عاملي و حالا مشخصا  در "هر شب تنهايي" از دو جهت اين آرمان (رسيدن به واقعيت اجتماعي)  دچار خلل شده است.
1- رئاليسم در نفس خود بدليل دغدغه  واقعيت در مقابل نگرش ها و رويکردهاي سبک پردازانه در هنر قرار مي گيرد.رئاليسم در نوعي بي پيرايگي و ادراک بازنمايانه، خود را تعريف مي کند که بيشتر از تصرف واقعيت سعي در نمايش حقيقي آن با کمک گرفتن از تحليل هاي روانشناسانه و جامعه شناسانه دارد آن هم در بستري روزمره و بري از فراروي از واقعيت مشترک.
"هرشب تنهايي" اما آنقدر در رسيدن به واقعيت دست به حذف و بازي با سکوت مي زند که کاملا رئاليسم جاري در خود را تبديل به نوعي تمهيد سبک پردازانه کرده و نوعي فرماليسم از درونش ايجاد کرده. بازي با سکوت و کلام، و همين طور گفتارها يا نريشنهاي درون کار تلاش هايي است که واقعيت اثر را به سرعت تبديل به نوعي مصنوع و ايده اي فراتر از خود مي کند، آنچنان که ديگر در سطح روزمره يک زندگي آشنا با قراردادهاي هميشگي قابل شناسايي نيست.در واقع اثر پيراسته تر از آن است که رئال باشد. از اين منظر "هر شب تنهايي" به دنبال تاثيري با رويکرد واقعگرايانه به روي مخاطب نيست بلکه تلاش مي کند که بيشتر با استفاده از بازي ريتم و سکون و ايجاد فضايي کلي و استعلايي در درون اثر تاثيري فراتر از بطن داستان فيلم به روي مخاطب خود بگذارد. اما نکته اين است که همين فضا تا ميانه فيلم فارغ از تناقضات سبک شناسانه اي که ذکر شد. يکدست و دوست داشتني پيگيري مي شود، اما درست پس از گذشتن از نيمه اين يکدستي از بين مي رود و با ورود دختر بچه(طوطي) به داستان تمام فضاي فيلم شکسته شده و از حسي محزون و البته "معنوي" فاصله گرفته و از آنجا فيلم  دچار گسست مي شود، که اين دوپاره شدن و تغيير بنيادين در حس و حال فيلم به نظر  آزار دهنده و براي مخاطب پس زننده مي آيد ونتيجه  فيلم را که طبيعتا "معنوي" است به لحاظ منطق حسي غيرقابل پذيرش مي کند. 2-واقعيت اجتماعي، در آثاري که نگرش هاي اعتقادي در آنها اهميت بيشتري دارد و از پيش نتيجه گيري آنها مشخص است، به سختي قابل نمايش است چرا که فيلم معطوف به آن هدف است و شخصيت ها بر اساس آن نگرش پرداخته و مسيرشان تعيين مي شود، بنابراين بجاي يک روند واقعگرايانه نسبت به يک هدف(آرمان) يک روند آرمان خواهانه دارند.فيلمي مثل "هر شب تنهايي" بيشتر از اينکه درباره مساله اعتقاد و بي اعتقادي شخصيت اصليش(عطيه) باشد يا بيشتر از آنکه درباره موقعيت دراماتيک داستان باشد،درباره چگونگي رسيدن حتمي شخصيت اصلي به اعتقاد است. لذا ما از ابتدا چون مي دانيم که در جنگ معتقد بودن و بي اعتقاد ماندن، اعتقاد داشتن پيروز است  بنابراين نميتوانيم نگاه فيلم را يک کاوشگري واقعگرايانه بدانيم، چرا که خود فيلم بر اساس الگوهاي کليشه شده و تکراري، نتيجه اي از پيش تعيين شده و قطعي خواهد داشت که با نگرش رئاليستي کاملا در تضاد است. عدم درگير شدن عميق فيلم بامساله اي مثل اعتقاد، آن را از فرديتي که در پاره اول براي خود دست و پا مي کند دور کرده و در دسته وگروه انبوه فيلم هاي سهلي قرار مي دهد که با راه دادن به مفردات تکراري و آشنا مثل سادگي،ديدن نشانه هاي رستگاري در انسان هاي ساده و کوچک و... به يک ديدگاه و نتيجه هميشه درست مي رسد. اين هميشه درست بودن تا آنجا که به محتواي نتيجه گيري و همچنين پيام اثر برمي گردد بي مشکل است، اما وقتي ملزوماتي به بار مي آورد که فيلم را دچار از پيش تعيين شدگي و سطحي نگري در روند مفهومي مي کند، به شکل اثر و ساختارش هم ضربه وارد مي شود و باعث مي شود که اثر از انسجامي که مي تواند به آن برسد دور شده  آنگاه آن محتواي درست هم خالي از تاثير شود و حتي توجه مخاطب را به خود جلب نکند.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388 و ساعت 22:1 |
به بهانه بازی لیلا حاتمی در فیلم هرشب تنهایی رسول صدر عاملی 

 

 محمد تاجیک :این روزها فیلم هرشب تنهایی ساخته رسول صدر عاملی بر پرده سینماهای تهران وشهرستانها قراردارد. فیلمی که علی رغم آنکه در بدترین زمان ممکن در طول سال یعنی درزمستان وهمزمان با جشنواره اکران شد از فروش بی سابقه ای برخوردار شده است . تا به حال ودر طول سالهای اخیر سابقه نداشته که فیلمی جدی و غیر کمدی با چنین فروش قابل توجهی مواجه شود .

لیلا حاتمی و حامد بهداد تنها بازیگران حرفه ای این فیلم هستند و لیلا حاتمی براساس آنچه که منتقدان درباره بازی او نوشته اند یکی از بهترین نقش آفرینی های سینمای ایران را درطول سالهای اخیر داشته است .

 /ليلا حاتمي چگونه  جايگزين هديه تهراني شد/

اما ابتدا قرار بود هدیه تهرانی در فیلم صدر عاملی بازی کند . آقای صدر عاملی در مصاحبه ای با برنامه ای تلویزیونی درباره بازی لیلا حاتمی در "هر شب تنهايي" می گوید: قرار بود در اين فيلم هديه تهراني بازي کند که به دليل بيماري نتوانست و ليلا حاتمي را انتخاب کردم و بعداً ديدم من اشتباه کرده بودم و ليلا از اول مناسب اين نقش بوده است .

 /هیچ وقت آدم پرکاری نیستم/

 

 گفته می شود لیلا حاتمی در سالهای اخیر بازیگر کم کاری بوده است .خود او در گفت وگویی با زهرانعیمی در هفته چلچراغ در پاسخ به سوالی که چند سالی هست که شما را درسینما نمی بینیم می گوید :اما نبودنم اتفاقی شد. من کار کردم ولی کارهام به نمایش در نیامد. البته هیچ وقت آدم پرکاری نیستم .این سال ها هم باهمان ریتم همیشگی ام کار کردم چه بسا در دو سال اخیر نسبت به گذشته پرکارتر شده ام. اما نمایش فیلم هایم به تعویق افتاد. مثل "هرشب تنهایی" .این فیلم طوری بود که باید حتما بازی می کردم .

 /زوج لیلا حاتمی وعلی مصفا/

 او درادامه همین مصاحبه در پاسخ به سوال دیگری که  اینکه دوباره با همسرتان کار می کنید اتفاقی بوده؟می گوید :نه ،همیشه بعد از فیلم لیلا هرچه سناریو به ما می دادند دوتایی بوده و البته خیلی هم احتراز کردیم از اینکه یک زوج هنری بشویم اما فکر می کنم به هر حال چیز جالبیه که معمولا دوست دارند در فیلم ها دوتایی باهم باشیم .معمولا ما از این موضوع دوری می کنیم چون دوست نداریم تکراری شود .همیشه جلویش را گرفتیم.

 

/تمجید کم نظیر یک منتقد/

 

 آرش خوشخو از منتقدان مشهور سینمای ایران وسردبیر روز نامه تهران امروز سال گذشته ودر هنگام حضور فیلم" هر شب تنهایی" درباره بازی لیلا حاتمی در یادداشتی نوشته بود :آنچه هر شب تنهايي را از حافظه مان خارج نمي کند فراتر از کارگرداني صدر عاملي و صدابرداري ماهرانه فيلم و بازي متفاوت حامد بهداد، حضور حيرت انگيز ليلا حاتمي است.
آقای خوشخو در بخش دیگری از مطلب خود می نویسد : دوربين فرج حيدري با سليقه يي قابل تحسين، ليلا حاتمي را در يکي از بهترين نقش آفريني هاي زنان تاريخ سينماي ايران (حتي بهتر از نادره اجاره نشين ها، گلچهره سجاديه دندان مار، نيکي کريمي سارا و هديه تهراني چهارشنبه سوري) در قاب خود مي گيرد. ليلا حاتمي آرام و غمزده، در سکوت يا هنگام گفتن ديالوگ، نوعي از بازيگري را رقم مي زند که از سقف و ظرفيت سينماي ايران فراتر است.

/یکی از بهترین بازیهای سینمایی /

 

 الهام طهماسبی  دیگر  منتقد سینما درروز نامه اعتماد درباره بازی لیلا حاتمی در هرشب تنهایی نوشته است :چيزي که پس از شخصيت پردازي ظريف و زيباي عطيه به آن هويت داده، بازي دلنشين و ديدني ليلا حاتمي است که در کنار کارگرداني استادانه صدرعاملي، توانسته يکي از بهترين بازي هاي سينمايي اش را ارائه دهد.

 /خطر کلیشه ای شدن /

 

 خانم طهماسبی درادامه مطلب خود می نویسد :نقش عطيه با وجود سادگي ظاهري نقش دشواري است که اگر با ظرافت هاي بازي، حرکاتي، ميميک و لحن دوست داشتني ليلا حاتمي همراه نمي شد ممکن بود تبديل به يکي از هزار شخصيت کليشه يي زني سرطاني شود که کاملاً تک بعدي و تخت بوده و بارها در فيلم هاي مختلفي ديده ايم.

/معصومیت لیلا حاتمی/

 محسن آزرم  منتقد سینما نیز در مطلب دیگری می نویسد :«هرشب تنهایی»، به‌هرحال، دوتا بازیِ قابلِ قبول دارد [لیلا حاتمی و حامد بهداد]. خسرو نقیبی نیز در یادداشتی  بااشاره به فیلم هرشب تنهایی و بازی لیلاحاتمی یاد آور می شود :هرشب تنهایی جبران همه بی‌خوابی دوسه روز اخیرم که خستگی را گرفت و جایش انرژی بی‌پایانی جایگزین کرد که فعلا تا دو سه روز می‌شود فیلم بد دید و یاد کلوزآپ‌های بی‌نظیر رسول صدرعاملی و فرج حیدری از معصومیت لیلا حاتمی افتاد و دم نزد.

 

 

سوال :اصولا ًبازيگر آرامي هستيد. شايد يک علتش همين است. شايد يک جورهايي شبيه خودتان باشد.

جواب :بله، کار آدم هميشه شبيه خود آدم است.

پس چه جوري آدم مي‌تواند از خودش جدا شود؟

مثل اين مي‌ماند که چند فيلمساز از يک موضوع واحد فيلم بسازند. فيلم‌هايشان با هم فرق خواهد کرد. حالا يک نقش را چند بازيگر بازي مي‌کنند. هر کسي از نگاه خودش آن نقش را بازي مي‌کند. به همين دليل هم مي‌شود کار آن آدم. کله تو، تويي ديگه!

 (گفت وگوی فرانک آرتا بالیلا حاتمی در صنعت سینما)

 

 ظاهراً خيلي حوصله بحث و جدل هم نداريد؟

بله و در عين حال لج‌باز هم هستم. بي‌خودي ممکن است حرصي شوم.

فکر نمي‌کنيد اين روي کارتان تاثير منفي بگذارد؟

چرا، همين‌طور است. خيلي لطمه مي‌زند. همان چيزي است که بسياري مي‌گويند خيلي حساسم و درست هم مي‌گويند. ولي با اين حال نمي‌توانم در پشت صحنه کارم را از احساساتم جدا کنم، بنابراين تاثير مستقيم بر کارم مي‌گذارد.

اگر در طول کار کارگردان با شيوه کارتان موافق نبود آن‌وقت واکنش‌تان چيست؟

معلوم است. به خواسته کارگردان عمل مي‌کنم، چون فيلم و کار متعلق به اوست.

پس در چه صورت به شما برمي‌خورَد؟

نمي‌دانم. شايد بيشتر از کار درگير آداب معاشرت باشم. فقط هم من اين‌جوري نيستم. همه اين‌جوري‌اند. البته آدم بزرگ‌تر مي‌شود، بيشتر مي‌فهمد، با آدم‌هاي مختلف معاشرت مي‌کند و موقعيت‌هاي جديدي را تجربه مي‌کنند، چنان که اخيراً خودم فکر مي‌کنم خيلي از اين نظر بهتر شده‌ام. ولي جالب است که دوستان نزديکم به من مي‌گويند تو خيلي بي‌ادبي! نمي‌دانم قضيه چيست. شايد ادب من مدلش با ديگران فرق مي‌کند!

 (همان گفت وگو باماهنامه  صنعت سینما)

 /سینمای ایران بدون لیلاحاتمی چیزی کم داشت/

 

  مهرزاددانش از منتقدان سینمای ایران پیش از این باانتشار یادداشتی در نشریه مشق آفتاب در ابتدا پرسش جالبی را مطرح می کند بااین مضمون که   :فکر کنید اگر لیلا حاتمی هم مثل خیلی از فرزندان سینما گران ،راهی غیر از سینما بر می گزید سینمای ایران چیزی کم داشت ؟آیا لیلاحاتمی با حضور وشمایل خود انگاره جدیدی به سینمای ما افزود ؟ اگر در لیلا وشیدا و ارتفاع پست و سالاد فصل و هرشب تنهایی وبی پولی بازیگر دیگری در نقشهای زن اول فیلم ظاهر می شد چیزی جابجا می شد؟

 آقای دانش درادامه به این سوال پاسخ مثبت  می دهدو می نویسد : پاسخ به این سوالات مثبت است لیلا حاتمی هم مثل عده ای از بازیگران توانمند سینمای ما قابلیتهایی دارد که تا قبل از ظهورش کمتر می شد نمونه ای از آنها را در متن  سینما و حرفه بازیگری جستجو کرد . راستش اولین جلوه از چهره حاتمی برای بسیاری ،آن شمایل معصومانه ای است که از فیلم لیلای مهرجویی باقی مانده است .دختری جوان که با نگاهی مات به نا کجا آباد زل زده است و دهانش آن سان که دو دندان نیش جلویی اش پیداست نیمه باز مانده است : تداعی بارز از بهت ،پاکی و مظلومیت ،حاتمی از آخرین فیلمی که از او تا به حال دیده ایم  همین پرسونا را دارد. زنی ساده وبدون غل وغش که رفتارهای بی آلایشش در امور زندگی وشوهر داری و خانواده از قالبی خنثی به موقعیتی کنش مند می رسد و مرد مغرور فیلم را به وادی دیگری سوق می دهد . اصلا این جلوه اساسی حاتمی است .زنی که با همه شکنندگی و ضرافت ومعصومیتش ،در نهایت نیرویی رااز بطن موقعیت مظلومانه اش می پروراند و محیط پیرامونش را به وضعیت متفاوتی می افکند.

 /از لیلاتا شیدا/

 این روندی بود که از نظر مهرزاددانش سینما گران ما از همان اولین حضور جدی حاتمی در سینما که با لیلا رقم خورد از شمایل و پرسونای او استخراج کرده بودند و کما بیش در قالب فیلمها از آن بهره می گرفتند . در شیدا مرد فیلم تمام شهررا گشت و به دنبال صدای او وسرانجام او از پس پرده به در آمد و با صدایش معجزه آفرید .

 /آب و آتش وارتفاع پست /

 در آب و آتش معصومیت از دست رفته ای راالقا کرد که هنوز با مظلومیت عجین بود مظلومیتی که اگر چه به مرگ منتهی شد اما تاثیری شگرف برروی مردداستان داشت .در ارتفاع پست نیز به گفته آقای دانش باز در پشت پرده بود و با دادن اسلحه ای که پنهان کرده بود به شوهرش روند حوادث اثررا به اوج رساند.....

 /روشنفکری از طبقه متوسط/

 

 لیلا حاتمی معمولا ایفاگر نقش زنانی متعلق به طبقه متوسط و با حال و هوای روشنفکرانه است .اگر چه این روال را خود در هم شکسته است .ودر آثار دیگری چون آب و اتش سالاد فصل و مربای شیرین نوع دیگری از معصومیت را نشان مان داده است ولی کمتر کسی است که حضور اندیشناک اورا در سیمای زنی در دور دست و ایستگاه متروک و هرشب تنهایی و حکم فراموش کند و آنچه به این یاد کمک فراوان کرده است نقش آفرینیب هنرمندانه اش بود در سریال کیف انگلیسی که با توجه به تاثیر نه چندان مثبت شخصیت تحت ایفای نقش اش دردوری مرد داستان از خانواده اش شکل وشمایلی فم فتالی را به ذهن متبادر می ساخت .

/معصومیت له شده /

 اما سمپاتی فوق العاده ای که حاتمی در مخاطب برمی انگیخت هر گز وجوه منفی این موقعیت را پررنگ نکرد و نمای پایانی سریال که اورا درزمین بازی تنیس تنها نشان می داد باز مفهوم مظلومیت ومعصومیتی له شده را پیش رویمان گشود .

 /دلبسته به روزهای قدیم /

 

 بهاره رهنما درروز نامه اعتماد ملی صفحه ای داشت که در آن به سراغ گفت وگو کردن با آدمهای مشهور می رفت وبا آنها درباره فیلمهای محبوبشان صحبت می کرد .او یکبار به سراغ لیلا حاتمی هم می رود خواندن بخشهایی از این مصاحبه طولانی ،در شناخت بهتر لیلا حاتمی بدنیست :

بهاره رهنما : از نوع انتخاب وسايل خونه‌ات هم معلومه دلبستگي به روزهاي قديم اون سبك زندگي داري، روزهايي كه توي اكثر خونه‌ها بوي غذا مي‌پيچيد!


لیلاحاتمی :(مي‌خندد) تازه سعي كردم كه مدرنش كنم، اما آره اون جور زندگي مثل قديما رو دوست دارم، يعني مي‌گم لابد خب يك حكمتي بوده كه آدما اون جوري اون همه سال در آرامش زندگي كردند.


رهنما :اين نگرش رو اگر دختر علي حاتمي هم نبودي داشتي؟ يعني چقدر ذاتيه به نظرت؟

حاتمی :(فكر مي‌كند) آره به نظرم مقداريش مال خودمم هست ولي خب لابد نوع زندگي‌ام هم بي‌تاثير نبوده.


رهنما :و شايد مامانت، ببين مثلا من مامانم خيلي مامان خونه بود و در دسترس همه ما، خونه ما زيادي بوي غذا مي‌اومد هر روز، من اما همچنين مادري نشدم من زياد در دسترس نيستم، يك كم سركشم واسه زن توخونه بودن حالا لابد باز عوض مي‌شد و پريا يك خانم تمام‌عيار از آب درمياد، گاهي ما زن‌ها در تقابل با تصوير مادرمون هستيم.

حاتمی :نه در اين مورد مامانم تقريبا در دسترس بود يعني زياد آدم بيرون خونه نبود از اين بابت‌ها ازش راضي بودم اما خب ما هم با هم تفاوت‌هايي داريم و گاهي تفاوت‌هاي عقيده!

/آنقدر هیجان دادکه ..../


رهنما :اما مادرت زن پرشور و هيجان‌تريه از تو، درسته؟


لیلا حاتمی :درسته، اين هست اونقدر بهم هيجان داده كه من ديگه اهل هيجان نباشم.

/خشمگین از سریال مناسبتی/

لیلا حاتمی دوسال پیش بود که  پس از مدتها دوری از سینما ناگهان سراز یک سریال مناسبتی درآورد .سریالی که با همسرش علی مصفادر آن همبازی بود حاتمی پس از یکسال وخورده ای ازبازی کردن در آن سریال در اظهاراتی که آن را ماهنامه فیلم منتشر می کند عنوان می کند که  این صداقت را دارد که بگوید این کارش اشتباه بوده وحتی با وجود دستمزد کلانی که گرفته از حضورش درآن سریال راضی نیست .چون متن اولیه یک چیز دیگر بوده وسریالی که پخش شد یک چیز دیگر.در عین حال که می گوید از دیدن سریال خشمگین شده است .چون چند صحنه از بازی اش درسریال حذف شده والبته اینقدر منصف است که به کار گردان حق بدهد .


/عیار ۱۴ ودرباره الی/

 لیلا حاتمی قرار بود در فیلمهای شهبازی وفرهادی بازی کند .زمانی که پرویز شهبازی با او تماس گرفت کمر درد شدیدی داشت وامکان دیدار حضوری فراهم نشد .شهبازی با دانستن این موضوع زیاد پی گیر نشد .(حاتمی احساس می کند که در پی این ماجرا شهبازی از او رنجیده ).اما برای فیلم درباره الی چند بار به دفتر فیلم رفت او که باردار بود حساب روزها را می کرد و امیدوار بود این موضوع مانع کارش نشود .اما صحنه های پر تنش فیلم مناسب حالش نبود .اما اینقدراین نقش و فیلم برایش مهم بود که به فرهادی نگفته بود که بار دار است اما نشد.

 

 /قبول همکاری با کیمیایی به خاطر سختی هایش/

 

 ليلا حاتمي تجربه همکاری با فیلمسازمشهوری چون مسعود کیمیایی را نیز داشته است .خود او در زمان اکران فیلم حکم درباره بازی در فیلم کیمیایی  مي گويد :براي من از كودكي ،سينما با چند آدم معنا پيدا مي كرد كه يكي از آنها كيميايي بود. اين آدمها از نظر علاقه و خاطرات دوران كودكي براي من مانند خود سينما هستند .هميشه دوست داشتم در فيلمي از كيميايي بازي كنم ومهمتر ازايفاي نقشي در فيلم ،در توليد يك فيلم از كيميايي  نقش داشتن برايم مهم تر بود. هميشه دوست داشتم در فيلمي از كيميايي باشم حتي اگر فيلم خوبي نشود وآنرا دوست دارم
 مهمترين ويژگي كيميايي  از نظر ليلا حاتمي اين بود  كه در مقابل بازيگر قرارنمي گرفت .چون  توانايي هاي بازيگررا بيش از آن كه جلوي دوربين برود حدس زده .او از بازيگر توقع ندارد و مي خواهدبه او  كمك كند ‌‌. كيميايي  بازيگررا اذيت نمي كند وبراساس توانايي بازيگر صحنه را تغيير مي دهد.
 به گفته لیلا حاتمی کیمیایی دركاربابازيگر اهل خودنمايي نيست  وقتي حين بازي احتمالا اشتباهي رخ مي دهد سريع عكس العمل نشان نمي دهد  فضاي كاربا كيميايي درعين حال كه دقيق وحساب شده است راحت وفانتزي است سر صحنه او چيزي به نام علافي وجودندارد. 
 برايم ديالوگ گفتن و صحبت كردن در خيلي از صحنه ها خيلي سخت بود سختي كه خيلي دوست داشتم وچندش آور نبود وبه خاطر همين سختي ها بود كه در حكم بازي كردم .

 /چیزهایی هست که درباره لیلاحاتمی نمی دانید؟/
 


 لیلا حاتمی (زاده نهم مهر ۱۳۵۱ در شیراز) بازیگر سینما و تلویزیون ایران است. او تاکنون موفق به کسب دو جایزه در رشته‌ بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلمهای بی پولی (۱۳۸۷) و لیلا (۱۳۷۵) در جشنواره فیلم فجر شده است. در نهم مهر ١٣٥١ به دنیا آمد. پدرش علی حاتمی (کارگردان سرشناس سینمای ایران) و مادرش زری خوشکام (هنرپیشه سینما) بود.در رشتهٔ ریاضی فیزیک در تهران دیپلم گرفت. برای ادامهٔ تحصیل به لوزان سوئیس رفت. در دانشگاه پلی تکنیک در رشتهٔ برق شروع به تحصیل کرد. تحصیل در این رشته را پس از دو سال نیمه کاره رها کرد و به دانشگاه لوزان، سوئیس رفت و آن‌جا ادبیات فرانسه خواند. به علت بیماری پدرش در ۱۳۷۵ تحصیل را نیمه کاره رها کرد و به ایران بازگشت. در سال 1378 با علی مصفا ازدواج کرد.از آن پس در تهران زندگی می‌کند. وی دارای دو فرزند به نامهای مانی و عسل است.

 زندگی حرفه‌ای

 
اولین حضورش در سینما در نقش کودکی کمال‌الملک (در فیلم "کمال الملک" به کارگردانی پدرش علی حاتمی) بود. در سال ۱۳۷۰ در فیلم دلشدگان که آن هم ساختهٔ پدرش علی حاتمی بود ایفای نقش کرد و پس از آن در ۱۳۷۵ برای اولین بار در یک کار سینمایی در فیلمی که کارگردان‌اش پدرش نبود ( فیلم لیلا از داریوش مهرجویی) نقش یک زن نازا را ایفا کرد و برای آن دیپلم افتخار جشنواره فیلم فجر را گرفت. فیلم موفق دیگر او آب و آتش بود که در آن نقش یک زن روسپی (مریم) را به خوبی اجرا کرد. بازی آتیلا پسیانی زوج و پسر عموی مریم از نکات درخشان دیگر فیلم بود.

او در بیشتر فیلم هایش نقش زنی از طبقات بالای اقتصادی یا فرهنگی جامعه، با روحیه خونسرد و شخصیت مستقل و محکم را بازی کرده است.

 

 جوایز

 
۱۳۷۵- برنده‌ دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن از پانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم لیلا.
١٣٨٠- جایزهٔ بهترین بازیگر نقش زن در پنجمین جشن خانهٔ سینما برای بازی در فیلم آب و آتش.
١٣٨١ (۲۰۰۲)- جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اوّل زن از جشنواره فیلم مونترال، کانادا برای بازی در فیلم ایستگاه متروک گرفت. (اولین جایزه جهانی)
۱۳۸۷-برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم بی‌پولی.

 

 
 فیلم‌شناسی


  سینمایی
آسمان محبوب (داریوش مهرجویی، ۱۳۸۸)
چیزهایی هست که نمی‌دانی (فردین صاحب‌الزمانی، ۱۳۸۸)
پرسه در مه (بهرام توکلی، ۱۳۸۸)
چهل سالگی (علیرضا رئیسیان، ۱۳۸٧)
بی پولی (حمید نعمت الله، ۱۳۸٧)
هر شب تنهایی (رسول صدرعاملی، ۱۳۸۶)
شاعر زباله‌ها (محمد احمدی، ١٣٨٤)
حکم (مسعود کیمیایی، ١٣٨٣)
سالاد فصل (فریدون جیرانی، ١٣٨٣)
سیمای زنی در دور دست (علی مصفا، ١٣٨٢)
ارتفاع پست (ابراهیم حاتمی‌کیا، ١٣٨٠)
ایستگاه متروک (علیرضا رئیسیان، ٨٠-١٣٧٩)
مربای شیرین (مرضیه برومند، ١٣٧٩)
آب و آتش (فریدون جیرانی، ١٣٧٩)
میکس (داریوش مهرجویی، ١٣٧٨)
شیدا (کمال تبریزی، ١٣٧٧)
لیلا (داریوش مهرجویی، ١٣٧٦)
دلشدگان (علی حاتمی، ١٣٧٠)
کمال‌الملک (علی حاتمی، ١٣٦٣)
مجموعه تلویزیونی
پریدخت (سامان مقدم. ۱۳۸۶)
کیف انگلیسی (سیدضیاءالدین‌دری، ١٣٧٨)

+ نوشته شده توسط در جمعه شانزدهم بهمن 1388 و ساعت 19:25 |
 



جشنواره هاي فيلم در جهان هميشه دستخوش نگاه مديران ارشد هنري و در برخي موارد سياسي هستند که چنين نگاهي در





نحوه انتخاب فيلمها و اعطاي جوايز به خوبي خود را نمايان مي سازد. اين اتفاق تنها به غرب منحصر نيست، بلکه در طول بيست و هفت دوره قبلي جشنواره فيلم فجر در کشورمان نيز اين نمود داشته و دارد، به نحوي که هميشه اين گمانه درباره انتخاب فيلمهاي بخش مسابقه سينماي ايران وجود داشته که در گزينش آنها توصيه هاي مديريت دولتي لحاظ شده است. طي گفتگويي با رسول صدرعاملي نويسنده و کارگردان سينماي کشورمان به بررسي چنين رويه اي در برگزاري جشنواره فيلم فجر و نگاه مديران آن پرداخته ايم که حاصل آن را مي خوانيد.
* جناب صدرعاملي امسال مسؤولان جشنواره فيلم فجر شرايطي را ايجاد کردند که برخي فيلمها با دريافت پروانه نمايش موقت و يا رفع توقيف در جشنواره شرکت داده شوند، به نظرتان اين روند مثبتي براي سينما، جشنواره و عوامل سازنده فيلم است؟
** نه اين کار درستي نيست، زيرا به بلاتکليفي در سينما دامن مي زند. واقعيت اين است که ما در کشورمان بعد از انقلاب هنوز فيلمي که مراحل قانوني ساخت را طي کرده و هرگز ديده نشده باشد نداريم! پس نمي توان با دادن پروانه موقت مانع نمايش عمومي يک فيلم شد، زيرا ممکن است همان فيلم با تغيير مديران سينمايي امکان نمايش پيدا کند. اتفاقي که در همين دوره براي برخي از فيلمها رخ داد. يک مدير فرهنگي در واقع وظيفه اش همين است که شرايط را براي ساخت و نمايش فيلمهايي که مراحل قانوني را طي کرده اند ميسر سازد نه اينکه مانع و سد آنها باشد.
* چرا اين روند در سينماي ما هيچ گاه شکل نگرفته و شاهد حذف و توقيف نمايش برخي فيلمها هستيم؟
** به نظر من فرهنگ تنها حيطه اي است که هر فرد از ظن و دانش خود مي تواند درباره اش نظر دهد. به هرحال تماشاگري که پول داده و وارد سالن سينما شده مي تواند منتقد جدي يک کار فرهنگي باشد، زيرا براي آن هزينه کرده است. مشکل ما هميشه اين بوده که يک مدير فرهنگي انتظار داشته فيلمهاي توليدي در دوره مديريت اش براساس سلايق شخصي اش ساخته شود و هرگاه کاري را نپسنديده، امکان نمايش برايش مهيا نساخته است، در حالي که آن مدير فرهنگي بايد حتي از دل فيلمي که نپسنديده بخش يا فصل هايي را که با نگاه و برنامه وي همخواني دارد، گزينش و با تمهيداتي آن را گسترش دهد. در واقع کار مدير فرهنگي سامان دادن اين موضوع است وگرنه مطمئن باشيد با روش سلبي نمي توان مانع بروز يک نگاه و خلاقيت خاص شد. ما هميشه دوست داشته ايم کارها را پيچيده تر از آنچه هست نماييم و همين باعث سخت شدن کار مي شود.
* روندي که در خصوص کار مديران فرهنگي تشريح کرديد، چه نتايجي را به بار مي آورد؟
** چنين روندي باعث شده در طول سه دهه فعاليت، ما در هر دوره شاهد فيلمهايي شبيه هم باشيم. در واقع يکسري فيلم که مدير فرهنگي آن دوره دوست داشته توليد شده و به نمايش در آمده است، در حالي که بايد فضايي را ايجاد کنيم تا فيلمها با سلايق و نگاههاي متفاوت توليد و نمايش داده شوند تا سينما با توليد انبوه و احساس امنيت به هويت اصلي خودش دست يابد.
* چرا چنين فاصله اي بين سينما و مديرانش احساس مي شود؟
** چون ما بعد از سي سال هنوز يک کمپاني بزرگ توليد فيلم در کشورمان نداريم که مديران کمپاني مورد خطاب مديران فرهنگي قرار بگيرند و براساس سياست ها و برنامه هاي تعريف شده، کمپاني به سمت توليد فيلم حرکت کند. هميشه افراد و عوامل سازنده که با سختي و دشواريهاي اقتصادي فيلمي را آماده مي کنند مورد خطاب واقع شدند و با مشکلات متعددي در نمايش فيلمشان مواجه شده اند ادامه چنين نگاه و روندي باعث شده ما در سينما شاهد فعاليت گروهي باشيم که تنها با هدف گيشه در سينماي ما فيلم مي سازند، يعني براي آنها تنها گيشه مهم است و در اين راه تمامي قواعد مورد نظر مديران فرهنگي را هم رعايت مي کنند اما فيلمي بي محتوا، بازيگراني بزک کرده و ديالوگ هايي سطحي و تحقير آميز تحويل مي دهند، بدون آنکه مسؤولي بتواند با آنها برخورد کند، زيرا آنها قواعد توليد را رعايت کرده اند و به قول معروف گافي نداده اند.
* ولي همين فيلمها در سينماي ما فروش مي کنند؟
** بله اين مسأله درست است، زيرا مخاطب به سالن سينما مي رود و به بد بودن فيلم و يا نکات و ديالوگهاي بد آن مي خندد و برخي از دوستان فکر مي کنند فيلم خوبي ساخته اند که فروش کرده است. مدير فرهنگي بايد با چنين بسترهايي مقابله نمايد.
*پس در اين بين مخاطب مقصر نيست؟
** مخاطب هيچ وقت مقصر نبوده است، بلکه متأسفانه مخاطب هميشه ابزار بوده که با ترفندهاي مختلف وادار به ديدن يک فيلم شده است. چند سال قبل مي گفتند که کارهاي اکشن در شهرستانها مي فروشد ولي فيلم فرهنگي فروش ندارد، اما بعدها مشخص شد که چون صداي سالن سينما در شهرستانها خوب نيست، مخاطب نمي تواند ديالوگ فيلمهاي فرهنگي را متوجه شود اما فيلمهاي اکشن فقط تير، تفنگ و مشت دارد و مشکلي در صدا برايش ايجاد نمي شود ... در واقع ما براي فروش يک فيلم اکشن در شهرستانها تبليغات غلطي براي مخاطب داشته ايم
+ نوشته شده توسط در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388 و ساعت 0:1 |
نقد شفاهي فيلم‌هاي اكران

 

 

خبرگزاري فارس: «حسين سلطان‌محمدي» گفت: «هر شب تنهايي» در مسير فيلم‌سازي «رسول صدرعاملي» كه در مسير رويدادهاي جاري اجتماع حركت مي‌كند، فيلمي پذيرفتني است و فيلمي كه از دل برآيد بر دل مي‌نشيند.

«حسين سلطان‌محمدي» عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس،در مورد فيلم «هر شب تنهايي» ساخته رسول صدرعاملي، اظهار داشت: «رسول صدرعاملي» در فيلم «هر شب تنهايي» به نكته‌اي اشاره مي‌كند كه موضوع جالبي است. هر سال تعداد قابل توجهي از افراد جامعه ما به زيارت امام رضا (ع) مي‌روند، آنها حاجاتي دارند، به امام رضا(ع) اعتقاد دارند و به همين دليل مشرف مي‌شوند تا با توسل به امام رضا (ع) خواسته‌هاي‌شان را از خداوند متعال برآورده شده ببينند.
اين منتقد تصريح كرد: اين موضوع همه گير است و طبق آمار، سالانه 17 ميليون زائر از سراسر كشور به زيارت امام رضا (ع) مي‌روند و با اين موضوع درگيرند. «رسول صدرعاملي» هم تلاش كرده از اين موضوع يك روايت ساده در غالب سينماي معناگرا بسازد و محور فيلم، توسل به امام رضا (ع) است به طوري كه كاراكتر عطيه (با بازي ليلا‌حاتمي) كه اعتقادش به امام رضا (ع) كمرنگ است، در پايان متحول مي‌شود.
سلطان‌محمدي تصريح كرد: «هر شب تنهايي» به لحاظ انتخاب بازيگرها و فيلم‌برداري كار فوق‌العاده ‌است. «فرج حيدري» كه پخته اين كار است، صحنه‌هاي حرم امام رضا (ع) را فوق العاده به تصوير كشيده است.
وي ادامه داد: «هر شب تنهايي» بعد از فيلم «شب»، از معدود فيلم‌هايي است كه به جامعه‌شناسي شهر هم مشهد مي‌پردازد و قصه‌هايي مثل: ارتباط رانندگان تاكسي با زوار،ارتباط با هتل‌ها ،بحث‌هاي محور شهر مشهد، مغازه‌ها، بافت شهر مشهد و ورود اقشار مختلف به مشهد، خيلي خوب در آمده و در داستان پرداخته شده است.
وي در پايان گفت: «هر شب تنهايي» در مسير فيلم‌سازي «رسول صدرعاملي» كه در مسير رويدادهاي جاري اجتماع حركت مي‌كند، فيلمي پذيرفتني است و فيلمي كه از دل برآيد بر دل مي‌نشيند.
انتهاي پيام/ا

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سی ام دی 1388 و ساعت 9:23 |
تمجید بی سابقه منتقد روزنامه اعتماد از فیلم هرشب تنهایی 
 هر شب تنهایی فیلمی با ساختار حرفه ای  وخوش ساخت است
http://www.etemaad.ir/Released/88-10-30/184.htm#172684

الهام طهماسبي  منتقد مشهور سینما  در اعتماد نوشت :برخلاف نگاه رايج در دسته بندي فيلم ها که هر فيلمي در برداشت اول با توجه به داستان آن مورد توجه قرار مي گيرد يا از همان اول کنار گذاشته مي شود، هر شب تنهايي، از آن دست فيلم هايي است که با وجود انتخاب داستاني مذهبي، در حد فيلم هاي کليشه يي و سفارشي باقي نمي ماند و حرف هاي زيادي براي گفتن دارد. حرف هايي که با ظرافت لابه لاي داستان و ديالوگ ها تنيده شده اند، بدون اينکه مانيفست واضح و اغراق آميزي از مذهب و معجزه ارائه دهند. هر شب تنهايي را بايد در قالب محتوايي خودش بررسي کرد. در نگاه اول «هر شب...» فيلمي است با ساختاري کاملاً حرفه يي و ذکاوت فيلمساز آنجا است که با وجود پررنگ بودن المان هاي مذهبي از کليشه هاي مرسوم چنين فيلم هايي چه در قاب بندي هر پلان و ساختار فيلم و چه در محتوا فاصله مي گيرد.

اوج اين فاصله در انتخاب موقعيت و ويژگي هاي کاراکتر محوري فيلم به چشم مي آيد. شخصيت اصلي فيلم شخصيتي پيچيده و چندبعدي است؛ زني که به گفته دکترها بيشتر از چند ماه زنده نيست و يکباره با احساس عميقي از نااميدي، گيجي و سرگرداني، انگار گم شده. عطيه به پيشنهاد و خواست شوهرش به مشهد آمده تا يک روز آنجا باشد و نمي خواهد حتي بيشتر از يک روز بماند. عطيه زني مدرن و امروزي و نويسنده و گوينده راديو است، و حالا يکپارچه ترس خورده و گيج با ورود به مشهد انگار سفر جديدي را در خودش شروع مي کند. انتخاب چنين کاراکتري که دور از قاعده هاي تکراري است، به علاوه عناصر ديگر فيلم باعث مي شود مخاطبان مختلفي با فيلم ارتباط برقرار کنند.

حس ترس، بي باوري، عدم امنيت و اين گمشدگي آنقدر ظريف تصوير شده، که فارغ از بيمار بودن زن با مخاطب ارتباط مي گيرد. شغل زن تمهيد مناسبي شده که واگويه هاي دروني اين شخصيت و درگيري هاي ذهني او را بي واسطه بشنويم، هر چند بخش عمده يي از حس ترس و گمشدگي به رغم وجود ديالوگ ها به شکل ظريفي در بازي و ويژگي هاي شخصيتي عطيه گنجانده شده که از کلام صريح و لحن راديويي او که به شکل نريشني در بيشتر قسمت ها حضور دارد به مراتب تاثيرگذارتر و گوياتر است.

صداي عطيه روي فيلم و بعضي جمله هايش جدا از لحن گفتار و معرفي شغل او گاهي به رابطه او و شوهرش هم نقبي مي زند و بدون اينکه خيلي گل درشت باشد، بهانه يي است تا در فرصت کم فيلم به مشکلاتي اشاره کند که در رابطه عاشقانه عطيه و شوهرش وجود دارد؛ رابطه يي که در عين علاقه مرد به عطيه از درک او و احساساتش حتي در اين فرصت کم با هم بودن، ناتوان است.

سفر دروني عطيه با طي کردن مراحلي از پريشاني و سرگرداني تا احساس آرامش و امنيت آغاز مي شود. دوربين گاهي عطيه را در قاب مي گيرد و گاهي از نگاه مضطرب، گيج و سرگردان او تصويرها را نشان مي دهد. عطيه آدم هايي را تماشا مي کند که زندگي را باور دارند و براي گرفتن خواسته شان دودستي به ضريح زيارت چسبيده اند در حالي که خودش جايي بين زمين و آسمان معلق است.

حضور دختربچه گمشده و برخورد او با عطيه در هياهوي حرم بهانه يي مي شود تا عطيه براي چند ساعت وجود خودش را باور کند. عطيه بي واسطه حتي کلام، به راحتي با دختربچه ارتباط برقرار مي کند و از تنهايي و ترس فاصله مي گيرد؛ ارتباطي آرام بخش که حتي با شوهرش نمي تواند برقرار کند. مرد به جاي اينکه به او حس امنيت و آرامش منتقل کند، با درک نکردن او و دلسوزي بيش از حد، بيشتر او را به سمت مرگ مي برد. صدرعاملي در تقابل ظريفي بچه را در مقابل مرد قرار مي دهد که با وجود ساعت ها حرف زدن با همسرش نمي تواند او را درک کند. جاي خالي اين تنهايي و فقدان حس زندگي براي چند ساعتي با بچه يي پر مي شود که حتي واضح حرف نمي زند و براي عطيه مثل موجودي است که از سرزميني ناشناخته آمده، اما وقتي بچه گم شده به زن پناه مي آورد، عطيه به شکلي غريزي با در آغوش گرفتن بچه، احساس امنيت مي کند و همين رابطه ساده باعث مي شود وزن بودن را دوباره حس کند.

عطيه براي مدت کوتاهي هدفي براي زنده بودن پيدا مي کند، به بچه غذا مي دهد، برايش خريد مي کند و او را دکتر مي برد، با او عکس يادگاري مي گيرد تا بالاخره مادرش از راه رسيده و او را مي برد. همين فراموشي موقتي و حس باور و اطميناني که بچه به او مي دهد باعث مي شود عطيه مرگ را فراموش کند. کارگردان با ظرافت از مرزهاي معمول مي گذرد. دخترک را به عنوان تجسمي از سادگي زندگي، در قاب زيبايي با لباس قرمز در حال چرخيدن و رقصيدن با صداي نقاره ها در حرم نشان مي دهد و عطيه را در حال تماشا؛ تصويري که با آنچه تا به حال در فيلم هايي با مضمون مشابه ساخته شده، کاملاً متفاوت است. در پايان هم به جاي هاي و هويي افراطي، يا تمهيدهاي رايج نمايش ضجه و گريه براي گرفتن معجزه تنها به نوري روشن بر صورت عطيه موقع خروج از حرم اکتفا مي کند و بعد در آغوش گرفتن عکس هاي دخترک به نشانه زندگي و شادي و آمدي دوباره براي بودن. اما چيزي که پس از شخصيت پردازي ظريف و زيباي عطيه به آن هويت داده، بازي دلنشين و ديدني ليلا حاتمي است که در کنار کارگرداني استادانه صدرعاملي، توانسته يکي از بهترين بازي هاي سينمايي اش را ارائه دهد.

نقش عطيه با وجود سادگي ظاهري نقش دشواري است که اگر با ظرافت هاي بازي، حرکاتي، ميميک و لحن دوست داشتني ليلا حاتمي همراه نمي شد ممکن بود تبديل به يکي از هزار شخصيت کليشه يي زني سرطاني شود که کاملاً تک بعدي و تخت بوده و بارها در فيلم هاي مختلفي ديده ايم.

نمايش ترس و بي باوري و بي اعتمادي عطيه حتي در راه رفتن و حرکات ليلا حاتمي ديده مي شود؛ حرکاتي که براي شکل دادن به شخصيت عطيه در فيلمنامه تعبيه شده هم مثل ساختن طرحي با نمک روي ميز يا نقاشي با لوازم آرايش، علاوه بر اينکه نمايش نوعي کلافگي و سردرگمي اين شخصيت است، به تکامل آن کمک مي کند. دوربين چهره عطيه را با هاله سياهي دور چشم نشان مي دهد و بعد عطيه به جاي پوشاندن اين سياهي ها با لوازم آرايش، مدادها و کرم ها را با بي تفاوتي روي دستش مي کشد و همه را با هم قاطي مي کند. صدرعاملي نوعي تداعي ظريف از احساس زني را به نمايش مي گذارد که انگار ديگر چيزي برايش مهم نيست.

رابطه عطيه و شوهرش هم در همان سکانس کوتاه شب در هتل با وجود محدوديت در نمايش و ديالوگ ها با استادي خاصي تصوير شده؛ رابطه يي عاشقانه که مرد مرگ زن را زودتر باور کرده و زن با هر زباني مي خواهد، مرد بيش از دلسوزي افراطي، او و زن بودن و رابطه قديم شان را ببيند تا خودش هم بتواند مرگ را فراموش کند.

اما هر شب تنهايي جدا از مضمون، فيلم خوش ساختي است. کل فيلم با دو سکانس ابتدايي و انتهايي از ورود و خروج قطار به شهر مشهد قاب گرفته شده و بدون اوج و فرود چنداني در کنش و واکنش ها با تصويرهاي حساب شده و تدوين خوبي که دارد، به رغم سادگي داستانش، مخاطب را تا پايان با خود همراه مي کند.
 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سی ام دی 1388 و ساعت 8:45 |
 

 

بانی فیلم :فيلم‌هاي روي پرده آخر هفته را متوسط سپري کردند و به غير از دو فيلم که گيشه‌اي بالاتر از 10 ميليون داشتند بقيه فيلم‌ها بين 2 تا 6 ميليون فروختند. در اين ميان فروش روز پنجشنبه «هر شب تنهايي» فوق‌العاده بود. فيلم صدرعاملي به دليل اضافه شدن سالن‌هاي نمايش‌اش و پخش تيزرهاي تلويزيوني روز پنجشنبه فروشي معادل 20 ميليون تومان داشت. با احتساب فروش 2/7 ميليوني اين فيلم در چهارشنبه مجموع فروش اين فيلم بعد از 9 روز 65 ميليون شده است. «دختر ميليونر» هم آخر هفته را با فروش 14 ميليوني سپري کرد. اين فيلم که همچنان 14 سينما در اختيار دارد بعد از 18 روز 110 ميليون فروخته است. اما افت فروش بقيه فيلم‌هاي روي پرده به دليل کم شدن سينماهايشان بود. «محاکمه در خيابان» با از دست دادن دو سالن اين روز 7 سينما در اختيار دارد. فيلم مسعود کيميايي چهارشنبه و پنجشنبه 4 ميليون تومان فروش داشت. «نيش زنبور» نيز 3 سالن اصلي‌اش را از دست داده. فيلم محمدرضا صلاحمند با فروش 5/5 ميليوني در روز پنجشنبه در آغاز هفته نهم نمايش 859 ميليون فروخته است. «تاکسي نارنجي» نيز هفته سوم نمايش خود را با از دست دادن 7 سالن آغاز کرده است. فيلم وحيدزاده دو روز آخر هفته فروشي معادل 5/6 ميليون داشت.
فروش «شبانه» نيز با 13 سينما 5/5 ميليون بود. فيلم بنکدار و علي محمدي که کماکان گروه آفريقا را در اختيار دارد به مرز فروش 80 ميليون نزديک شده است. «شوريده» محمدعلي سجادي طي دو روز 3 ميليون فروش داشت. اين فيلم در پايان شانزدهمين روز نمايش‌اش به مجموع فروش 21 ميليون رسيده است.
فروش «تنها دو بار زندگي مي‌کنيم» و «منفي 18» آخر هفته باز هم مثل هم بود. اين دو فيلم چهارشنبه و پنجشنبه تنها دويست هزار تومان اختلاف فروش داشتند فيلم بهنام بهزادي بعد از 25 روز 32 ميليون فروخته است.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم دی 1388 و ساعت 9:1 |
 
رضا استادی درجام جم آنلاين نوشت : از قديم گفته‌اند: «كوزه‌گر هميشه از كوزه شكسته آب مي‌خوره.» حالا اين حكايت شخصيت اصلي فيلم هر شب تنهايي ساخته رسول صدرعاملي است كه اين روزها بر پرده اكران سينماها قرار گرفته است ؛ شخصيتي به نام عطيه با بازي ليلا حاتمي كه در اين فيلم در نقش نويسنده و مجري يك برنامه خانوادگي راديو حضور يافته است.

 او فردي است كه هر روز به سوال‌هاي شنوندگان برنامه‌اش پاسخ مي‌دهد و به آنها توصيه مي‌كند با همسرشان چگونه رفتار كنند تا زندگي بهتري داشته باشند.

نكته جالب اين داستان اين است كه عطيه خودش با همسرش مشكلاتي دارد و حالا چند روزي براي مرخصي به شهر مقدس مشهد آمده تا نفسي تازه كند اما حضور در حرم و مواجهه با دختري كه مادرش را گم كرده ، او را گرفتار ماجرايي مي‌كند كه ادامه فيلم را شكل مي‌دهد.

رسول صدرعاملي پس از ساخت فيلم «دختري با كفش‌هاي كتاني» از قالب كلاسيك و متداول فيلمسازي خارج شد و نوعي از سينما را در پيش گرفت كه تاحدود زيادي متكي بر لحظه است.

اين سينما لحظه‌هاي جذاب و بديعي دارد كه براي درك زيبايي آن فقط بايد كمي صبر پيشه كرد؛ صبر و تحملي كه اگر هنگام تماشاي فيلم «هر شب تنهايي» داشته باشيد، مي‌توانيد از تماشاي آن لذت ببريد.

ليلا حاتمي كه هميشه با ايفاي نقش شخصيت‌هايي درونگرا و منزوي در سينما ظاهر مي‌شود، در اين فيلم نيز تقريبا چنين مسيري را در پيش گرفته؛ اما وجود دختر بچه‌اي كه او انگار نسبت به آن نوعي احساس تعهد دارد و قصه‌هاي ساده‌اي كه به واسطه حضور اين كودك در فيلم خلق مي‌شود، از رابطه ميان اين دختربچه و مادر چند ساعته‌اش، لحظه‌هاي زيبايي را خلق مي‌كند.

نكته مهمي كه درخصوص اين فيلم وجود دارد، فيلمبرداري آن است. ساخت فيلمي كه بخش عمده‌اي از آن در حرم امام رضا(ع)‌ فيلمبرداري شده باشد ، كار كم‌سابقه‌اي در سينماي ايران است.

نكته جالب توجه اين‌كه صدرعاملي و گروه سازنده‌اش از زواياي مختلف حرم هنرمندانه استفاده كرده‌اند تا تصاوير زيبا و بديعي خلق كنند. تماشاي فيلم هر شب تنهايي در واقع مصداق يك تير با 2نشان زدن است؛ چون هم فيلم مي‌بينيد و هم زيارت مي‌كنيد.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم دی 1388 و ساعت 8:59 |
پرفروشترین فیلم روز در کمترین سینما
http://jahannews.com/vdcjxheo.uqeovzsffu.html
دوشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۸
 
محمد تاجیک :درحالی که فیلم " هرشب تنهایی " آخرین ساخته رسول صدر عاملی در تعداد بسیار کمی از سینماها اکران شده است ولی فروش این فیلم بسیار غافلگیر کننده وغیر منتظره بوده است .
 به گزارش جهان ،"هرشب تنهایی " که در آن لیلا حاتمی و حامد بهداد بازی می کنند روایتی فوق العاده تاثیر گذار و جذاب درباره زائرین حرم امام رضا (ع) است .این ساخته رسول صدر عاملی که تنها در هفت سینما اکران شده درروز شنبه پرفروشترین فیلم روز بوده وفروش آن از فیلمهایی چون دختر میلیونر ،تاکسی نارنجی ،منفی هجده ،محاکمه در خیابان ،نیش زنبور و... بیشتر بوده است .
 فیلم صدر عاملی درروز شنبه در هفت سینما چهار میلیون فروخته ،ولی فیلمهای کمدی وسرگرم کننده راننده تاکسی و دختر میلیونر هرکدام در بیست سینما و چهارده سینما اکران شده ودراین روز به ترتیب یک ونیم میلیون وسه ونیم میلیون تومان فروش کرده اند .
 فیلم شبانه ساخته امید بنکدار و کیوان علی محمدی نیز که از ساخته های غیر متعارف سینمای ایران است نیز از فروش بسیار خوبی برخوردار شده است
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم دی 1388 و ساعت 9:4 |
 

مدیر موسسه پخش فیلمیران همزمانی اکران فیلم سینمایی "هر شب تنهایی" با ماه محرم و حضور بازیگران شناخته شده را عامل فروش فیلم می‌داند.
علی سرتیپی مدیر فیلمیران که پخش "هر شب تنهایی" را برعهده دارد به خبرنگار مهر گفت: موضوع این فیلم با توجه به همزمانی فصل اکران با ماه محرم می‌تواند روی گیشه تاثیر مثبت بگذارد. "هر شب تنهایی" فیلمی خوش ساخت است و تاکنون جوایز متعددی از جشنواره‌های داخلی و خارجی از آن خود کرده است.

حامد بهداد و لیلا حاتمی در نمایی از فیلم

وی افزود: امیدوارم با حمایت‌هایی که سازمان از پخش تیزرهای این فیلم انجام می‌دهد شاهد فروش خوب آن باشیم. "هر شب تنهایی" دو بازیگر شناخته شده دارد، این ویژگی نیز می‌تواند به جذب مخاطب کمک کند. نمایش این فیلم در هفته‌های آینده با برگزاری جشنواره فیلم فجر همزمان می‌شود اما فکر نمی‌کنم این موضوع تاثیری بر تعداد مخاطب داشته باشد.

سرتیپی در ادامه عنوان کرد: اکران "هر شب تنهایی" همزمان با جشنواره فجر می‌تواند در سالن‌های دیگری ادامه پیدا کند. برای اکران "تنها دوبار زندگی می‌کنیم" موسسه سینما شهر در بخش تبلیغات کمک زیادی کرد و با تمدید اکران آن ما می‌توانیم شاهد گیشه خوبی باشیم.

"هر شب تنهایی" به کارگردانی رسول صدرعاملی با بازی لیلا حاتمی و حامد بهداد پارسال در بخش خارج از مسابقه جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر روی پرده رفت. این فیلم داستان زنی است که با همسرش به مشهد مقدس سفر می‌کند و به دنبال حل مشکلاتش است.

+ نوشته شده توسط در جمعه هجدهم دی 1388 و ساعت 13:53 |
 
مشهد - يکي از هنرمندان پيشکسوت سينما، تئاتر و تلويزيون گفت: ايفاي نقش در آثار هنري مرتبط با موضوع امام رضا (ع) ناخودآگاه دل هر انساني را روانه حرم مطهر آن حضرت مي کند.
"عزت الله انتظامي" در گفتگو با ايرنا افزود: اين مطلب ساده اي نيست بلکه بسيار مهم و الهي است که انسان با ديدن تصاوير، دلش به سمت بارگاه منور رضوي سوق يابد.
وي به ايفاي نقش خود در فيلم "شب" مرتبط با امام رضا (ع) به کارگرداني "رسول صدر عاملي" اشاره کرد و گفت: بازي در اين فيلم، نقطه عطف سال‌ها تلاشم در عرصه هنر است.
وي افزود: هميشه از فيلم شب و نقش خودم در آن به افتخار ياد مي‌کنم و بارها گفته‌ام ‌به آنچه در طي اين سال‌ها به دنبال آن بودم، در اين فيلم رسيدم.
انتظامي ادامه داد: ارتباط عاطفي و قلبي که در اين اثر با حضرت رضا(ع) ديده مي‌شود ناخودآگاه دل هر بيننده‌اي را روانه حرم مقدس امام هشتم(ع) مي‌کند که نکته ساده‌اي نيست.
او افزود: دعوت از من براي بازي در فيلم شب، عنايت و لطف امام رضا (ع) بود و به اين امر يقين بسيار دارم که بايد براي آثار معنوي و مذهبي دعوت شوي و وقتي اين دعوت اتفاق افتاد، ‌آن موقع کار خود به خود پيش مي‌رود.
اين بازيگر پيشکسوت اظهار داشت: عاقبت به خيري بهترين اتفاق است و از امام رضا(ع) مي خواهم براي همه ما دعا کنند چون آبروي دنيا و آخرت در گرو دعاي آن بزرگوار و ائمه معصومين(ع) است.
 
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 8:8 |
نشریه پانوراما :در برخی جوامه بسته ،عشق مترادف با گناه محسوب شده واحتیاط کاری کور ،بلندای عشق رااز بین برده است و آن را به اراجیف  حرام وعیب آلود متهم  ساخته وبشریت را از پاک ترین احساسات بیگانه اش محروم می سازد . فیلم دختری با کفشهای کتانی ارائه دهنده نمونه ای تاثیر گذار در سرکوب عشق و لکه دار کردن عاشقی در پایان قرن ۲۰است ونه قرون وسطی .در نتیجه عشق در جوامعی که تحت شعارهای دروغین در تناقض با خود می باشد احساسات پاک وارجمند انسانی در سایه تاریکی به افسردگی و بیچارگی بدل می شود .
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 19:51 |
بخشهایی از یادداشت مجید اسلامی در ماهنامه فیلم :دختری با کفشهای کتانی آشکارا فیلم جسورانه ایست که حتی جسورانه تر از دوزن ومصائب شیرین است .دوسال پیش تصور ساخته شدن چنین فیلمی را به ذهن هم راه نمی دادیم ولی گویا سینما با تاخیری طبیعی می خواهد خودش را با تحولات فرهنگی این سالها آرام آرام همراه کند .

آشنایی زدایی فیلم ،نمایش چیزهای آشنایی است که عادت نکرده ایم روی پرده ببینیم .

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 19:44 |

روز نامه آفتاب امروز 11آبان 78

رسول صدر عاملی : بعد از نمایش اولیه فیلم دختری با کفشهای کتانی و مطالبی که چاپ شد ،شهرداری مکانی به نام " خانه ریحانه "را تاسیس کرد و به بحث درباره نوجوانان وعلل فرار آنها از خانه پر داخت .......

یکی از مهمترین مسائل ما این است که قانون گذاران به شدت از اجتماع فاصله دارند و مسائلی که در سطح جامعه می گذرد پیشرفته تر وجلوتر از آن چیزی است که در تصمیم گیریهای مسئولان اتفاق می افتد .به عنوان نمونه ،قانون ما هنوز معتقد است که یک دختر اگر به مرز 9سالگی رسید همانطور باید محاکمه شود که یک زن در چهل سالگی .

تلویزیون نگاه می کردم کارشناسی در برنامه خانواده می گفت :ما اصلا مشکل ازدواج نداریم . در این جامعه اگر دختر در سن 9سالگی و پسر در سن 15سالگی ازدواج کند هیچ مشکلی به وجود نمی آید .وقتی یک کار شناس نظرش آنقدر تراژیک است که به کمدی نزدیک می شود .دیگر چه انتظاری می توان داشت ؟همان روز درروزنامه ها خواندیم که یک ونیم میلیون نفر به واسطه آنکه 15سال تمام ندارند نمی توانند درانتخابات شرکت کنند و از حق رای محروم شدند .در این شرایط سینما گر خیلی نمی تواند به آرمان فکر کند .

در حالی که کانون اصلاح وتربیت پسران بار محتوایی ندارد و در واقع زندان است دولت کانون اصلاح وتربیت دختران را با آب وتاب افتتاح می کند و همان روز اول سه دختر از آنجا فرار می کنند . دراین شرایط عنوان اصلاح وتربیت کمی شوخی به نظر می آید .

فکر می کنید سیستم اجتماعی بیست سال دیگر چطور باشد . بدتر یا بهتر از حالا؟

بهتر می شود . همین نسلی که اینقدر به او ایراد می گیریم آدم وتصمیم گیرندگان 15سال آینده است .اینها شرایطی را درک کرده اند که ما درک نکرده ایم .این نسل به خود شناسی اش فکر می کند و بارور می شود.

ایران جوان 6آبان 78

صدر عاملی : دوره ای شروع شد با یک نسل فیلمساز که به نظرم کارشان هم بد نبود اما دلیلی نداشت که آنها بسازند و مانسازیم .کسانی مثل شمقدری شورجه،رحیم رحیمی پور ،محسنی نسب و....اما نگرشی به وجود آمد که یا این دوستان فیلم بسازند یا اگر قرار باشد فیلمساز حرفه ای کار کند فقط مهرجویی باشد یا کیمیایی و چند تن دیگر و....عده ماهم کم نبود و برخی دوستانم مثل محمد رضا اعلامی هنوز نتوانسته اند دوباره شروع کنندو در حدو اندازه های خوددر عرصه حضور یابند.

ایران

صدر عاملی :پیمان قاسم خانی برای فیلمنامه کار تحقیقی را شروع کرد . دراین میان کتاب ناتور دشت سلینجرراهم خواندیم که تاثیر زیادی برهر دوی ما گذاشت ودر نهایت نسخه اولیه فیلمنامه آماده شد .

هفته نامه سینما :مهر 78

منیژه حکمت : از فیلم راضی نیستم .من فیلم دیگری را در تصورم می دیدم .فیلمی که خیلی عریان تر از آنچه وجودددارد باشد وهمه هم وغم من آن فیلم بود .ولی باز گشت سرمایه که حرف اول را درسینما می زند مسیر را به اینجا رساند . یکی از مسئولان ارشاد زمانی که من کاملا کلافه شده بودم حرف خوبی به من زد .گفت : چون شمااولین کسی هستید که چنین کاری راانجام می دهید چوب آن را می خورید .در نتیجه تصمیم گرفتم بمانم و چوب را بخورم تا راه برای دیگران باز شود .

عصر آزادگان :

گفت وگوی رسول صدر عاملی با زاون قوکاسیان

_افرادی که باآنها کار کرده ای متفاوتند

+بله یکسری از چیزهایی که به شدت کمک کرد این بود که خودم رااز شر یک سری از مشاوران قدیمی رها کردم .وقتی آدم سالهای زیادی را با آدمهای مشخصی بحث می کند با آدمهای مشخصی فکر می کند و .... بعد می بینی که درست فکر کردن را فراموش می کنی و یک جوری بدون اینکه متوجه باشی انگار خودت را واگذار کردی .

بولتن جشنواره فیلم کودک اصفهان /27مهر 87

صدر عاملی : فیلمنامه نوشته شد و به ارشاد رفت و در جه ج گرفت و بالاخره پس از حل مشکلات فراوان این کار به نتیجه رسید .

+ نوشته شده توسط در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 6:10 |

 شیما غفاری :رسول صدرعاملي كارگردان سينماي ايران، سومين فيلمش از مجموعه‌ي قصه‌هاي درباره زائران امام رضا(ع) را از اواسط آبان ماه مقابل دوربين مي‌برد.

به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلم سينمايي«در انتظار يك معجزه» با بازي پريوش نظريه و فرهاد قائميان اواسط آبان ماه در مشهد ساخته مي‌شود.

اين كارگردان سينما، فيلم‌هاي «شب» و «هر شب تنهايي» را از مجموعه‌ي قصه‌هاي درباره‌ي زائران امام رضا (ع) پيش از اين ساخته است و اين روزها براي نمايش فيلم «هرشب تنهايي» در بخش رقابتي جشنواره باكو در آذربايجان به سر مي‌برد.

دو فيلم سينمايي «هرشب تنهايي» و «شب» به كارگرداني رسول صدرعاملي دو فيلم از مجموعه‌ي «شهري كه دوست مي‌دارم» درباره‌ي زائران حرم امام رضا (ع) است.

فيلم «هرشب تنهايي» كه در جشنواره‌ي گذشته‌ي فيلم فجر به نمايش درآمد؛ اين فيلم روايت «عطيه» نويسنده و مجري يك برنامه خانوادگي راديوست. او هر روز به سوالات شنوندگان اين برنامه پاسخ مي‌دهد و به آن‌ها توصيه مي‌كند با همسرشان چگونه باشند تا زندگي زناشويي بهتري داشته باشند، عطيه به شهر مقدس مشهد آمده است، اما او درگير مناسبات خود و همسرش است و مشكلي دارد كه حل نشدني است و ...

در اين فيلم، ليلا حاتمي، حامد بهداد، مرجان قره‌جه، محسن كريمي، علي بكائيان و تعدادي از بازيگران تئاتر مشهد به ايفاي نقش مي‌پردازند.

نويسنده فيلمنامه‌ي «هرشب تنهايي» كامبوزيا پرتوي، رسول صدرعاملي، بر اساس طرحي از اصغر فرهادي است.

رسول صدرعاملي فيلم «شب»، را در جشنواره‌ي دو سال گذشته‌ي فجر، به نمايش گذاشت. «شب» نيز براساس طرحي از اصغر فرهادي با فيلم‌نامه‌ي از كامبوزيا پرتوي روايت گروهباني است كه براي تحويل دادن مجرمي سابقه‌دار به زندان يكي از شهرستان‌ها، مجبور مي‌شود كه به همراه مجرم و دستبند، شبي را در مشهد بگذراند.

در اين فيلم عزت‌الله انتظامي، خسرو شكيبايي، امين حيايي به ايفا نقش مي‌پردازند

+ نوشته شده توسط در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 14:25 |
صدر عاملی بااشاره به سر گردانی تداعی در فیلم دختری با کفشهای کتانی می گوید :

 پرسه زدنها ،به اطراف نگاه کردنها ،اضطراب ،نگرانی ،ترس از پشت سر ،ترس از روبرو ،ترس از هر چهارسو ....اینها همه چیزهایی هستند که همه ما حس می کنیم .فقط کافی است که تامل بیشتری کنیم و اینکه چه جوری است که روز به روز افراد بیشتری دارند بیشتر می شوند ؟

 وی در پاسخ به سوالی که می پرسد آیا روز نامه نگاری باعث این همه دل و جرات شده است با ذکر مقدماتی می گوید :آدم باید روزنامه نگار باشد تا دل به دریا بزند و بتواند جلو برود و بعضی چیز ها برایش مهم نباشد .روز نامه نگاری از همان اول به آدم یاد می دهد که کمتر محافظه کار باشد .... وبه چیزی که فکر می کند باید گفته شوداعتقاددارد .

 

صدر عاملی در گفت وگو با جواد طوسی در شماره ۷۵  دنیای تصویر

صدر عاملی به نظرم از ۲خرداد به بعد آحاد جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان سعی می کنند که بیشتر فکر کنند حالا نسلی بزرگتر شده است که دیگر در آن یک دختر ۱۵- ۱۶ ساله آن تلخی تجربه های من و شما از جنگ را ندارد و خودش دارد آگاهتر به مسائل نگاه می کند . مسائلی که چون بغض در گلوی او گیر کرده است و هیچ وقت نتوانسته آنها را مطرح کند .

 به نظر من کیارستمی حساسیتهای اجتماعی خیلی خوبی دارد و حالا اگر هم از آن استفاده نمی کند و ترفند می زند این یک کار حساب شده است . یعنی اودر فیلمی مثل کلوزاپ که از حیث تلفیق واقعیت وغیر واقعیت و بیرون آوردن یک حرف مهم اجتماعی از دل یک جریان اجتماعی بهترین فیلم او محسوب می شود ،می تواند با توجه خاصی به قضیه بدل مخملباف بپردازد و براین نکته مهم تاکید کند که در وضعیت فعلی اجتماع  ما آدمها جای خودشان نیستند و اصلا نمی خواهند جای خودشان باشند و این مهمترین خصیصه ای بود که جامعه در آن دوران داشت .

+ نوشته شده توسط در جمعه ششم شهریور 1388 و ساعت 12:2 |
-سینما ویدئو:

 پگاه آهنگرانی :به نظرم در سن خوبی پابه عرصه بازیگری گذاشته ام .نیامده ام تا جای کسی را تنگ کنم .

 روز نامه خراسان :

 اولین بار پیمان قاسم خانی فیلمنامه را نوشت دومین بار خودم طرح را دادم و بار سوم فریدون فرهودی نگارش فیلمنامه را برعهده گرفت . برای چهرمین بار فیلمنامه را بازنویسی کردم.

 باید قبول کرد که پرداختن به مشکلات ومسائل نسل جوان پس از انقلاب که در موقعیت بحرانی وسن قرار دارند کارساده ای نیست .

 خاطره ای از رسول صدر عاملی :

 در زمان انقلاب ،به عنوان یک خبرنگار ایرانی این افتخار نصیبم شده بود که گزارش کامل اما خلاصه همه اخبار رسانه ها را در مدتی حدود ده دقیقه به اطلاع امام برسانم .

 با محسن ساز گارا و حسن عابدی جعفری در صف هشتم نماز نشسته بودیم که نا گهان امام فریاد زد :یک نفر آن در را بازکند ،شگفت زده شدیم ما که نزدیک در بودیم صدای در را نشنیده بودیم .یک دختر بچه سه ساله فرانسوی از همسایگان نوفل لوشاتو آمده بود وچون دستش به زنگ نرسیده بود در حال یخ زدن بود .

 

 کیهان به قلم شهاب اسفندیاری مطلبی درباره فیلم دختری باکفشهای کتانی می نویسد :دختری با کفشهای کتانی با وجود داستان وسوژه مناسبی که برخوردار است دچار ضعف و مشکلات جدی در فهم وپرداخت سینمایی است .ضعف شدید فیلمنامه از نظر سطحی بودن و شخصیت پردازی و عدم خلق کامل شخصیتها ی اصلی کاملا مشهود بود .

 البته بازیگری ضعیف نقش اول تازه کار فیلم هم براین مشکل می افزاید .گذشته از ضعفهای فیلم در حوزه فیلمنامه بازیگری وبه خصوص موسیقی نازل و ابتدایی آن در روند داستان فیلم یک نقص قابل توجه دارد ...با این که چهره ای معصومانه از تداعی ،تصویر می شود اما در طول آن هم وقایع تلخ حتی یکبار هم به خدا روی نمی آورد و حتی شکایتی هم به او نمی کند .

 روز نامه عصرآزادگان :

 بخشهایی از گفت وگوی زهرا حاج محمدی با صدر عاملی :

 کتانی نشانه چه چیزی است ؟

 ماموران پلیس ساواک وقتی تورا با کتانی می دیدند می فهمیدند که بباید تورا بگیرندو توهم باید فرار می کردی و بهترین کفش کتانی بود .حالا بعد از ۲۵ سال دیگر عوض شده .حالا کتانی نماد نشاط شادی هیجان نوجوانان وجوانان است .

 این نسل قبل از اینکه به آزادی ها برسد از کمترین حقوق اولیه اش محروم است ما دلمان نباید به بچه هایی خوش باشد که در چند المپیاد مدال می آورند . ما بایک جمعیت ۲۰میلیونی دانش آموزی مواجه هستیم که درگیر فاجعه است واز آزادی هایش محروم....

 گفت وگوی محسن آزرم با پگاه آهنگرانی درروزنامه عصر آزادگان

 پگاه آهنگرانی :آقای صدر عاملی به خاطر تعهدی که از وزارت ارشاد گفته بود می خواست فیلم را محافظه کارانه تر بسازد.صحنه آخر فیلم نشان می دهد که تداعی می رود خانه اش اما نشان نمی دهد که پدر ومادرش اورا دوباره به پزشک قانونی می برند یانه ممکن است .تداعی دوباره فرار کند .

 صدر عاملی :چه لزومی دارد که مانشان دهیم یک خانم در رختخوابش می خوابد اما با مانتو وروسری .البته این کار آسان نیست . اما خلاقیت دراین مواقع شکل می گیرد .در شرایط سخت فیلم با منطق ساختن سخت است .

+ نوشته شده توسط در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 12:55 |
کیهان به قلم شهاب اسفندیاری مطلبی درباره فیلم دختری باکفشهای کتانی می نویسد :دختری با کفشهای کتانی با وجود داستان وسوژه مناسبی که برخوردار است دچار ضعف و مشکلات جدی در فهم وپرداخت سینمایی است .ضعف شدید فیلمنامه از نظر سطحی بودن و شخصیت پردازی و عدم خلق کامل شخصیتها ی اصلی کاملا مشهود بود .

 البته بازیگری ضعیف نقش اول تازه کار فیلم هم براین مشکل می افزاید .گذشته از ضعفهای فیلم در حوزه فیلمنامه بازیگری وبه خصوص موسیقی نازل و ابتدایی آن در روند داستان فیلم یک نقص قابل توجه دارد ...با این که چهره ای معصومانه از تداعی ،تصویر می شود اما در طول آن هم وقایع تلخ حتی یکبار هم به خدا روی نمی آورد و حتی شکایتی هم به او نمی کند .

+ نوشته شده توسط در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 12:15 |

حضور در یک دفتر فیلمسازی و مشاهده بریده جراید متعلق به فیلم دختری باکفشهای کنانی به کار گردانی رسول صدر عاملی که حدود ده سال پیش ساخته شده ،بسیار جالب بود .تماشای روز نامه های متعلق به دوران دوم خرداد،عصر آزادگان ،خرداد ،آفتاب امروز و.....به شدت نوستالژیک بود .

درزیر بخشهایی از مطالبی درباره فیلم جنجالی و بحث برانگیز دختری با کفشهای کتانی ساخته صدرعاملی که در مطبوعات آن زمان نوشته  شده ،می آید .خواندن این مطالب خالی از لطف نیست .

- در همان زمانی که فیلم دختری با کفشهای کتانی ساخته شد این فیلم به جشنواره معتبر قاهره راه یافت . در این جشنواره جایزه بهترین بازیگر به پگاه آهنگرانی می رسد که جایزه بسیار مهمی محسوب می شود آن هم برای بازیگری که تازه در نخستین فیلمش بازی کرده است.

روزنامه های مصری الحیات ،الاهرام ،العالم ،الجمهوریه ،المسائل و... تیترها و عکسهای بسیار جذابی از موفقیت پگاه در جشنواره زده اند .در این جشنواره داریوش مهرجویی به عنوان داور حضور داشت . او درباره فیلم دختری با کفشهای کتانی در مصاحبه ای با روز نامه اصلاح طلب بیان  به مدیر مسئولی علی اکبر محتشمی پور در آن سالها می گوید :خیلی سعی کردیم که این فیلم را به عنوان بهترین فیلم انتخاب کنیم ولی این مسئله از جانب هیات داوران قابل درک نبود .آنها نمی توانستند شرایط اجتماعی ایران را به خوبی بفهمند .

-ختری باکفشهای کتانی در سومین جشن خانه سینما علاوه بر دریافت بهترین فیلمنامه به طور مشترک جایزه بهترین فیلم را نیز به خود اختصاص می دهد .

- در همان سال در جشنواره فیلم کودکان ونوجوانان اصفهان پروانه طلایی را به خاطر هنرنمایی یک بازیگر نوجوان از هیات داوران دریافت می کند .ضمن اینکه دیپلم افتخاری به همه دست اندرکاران فیلم به خاطر شهامت سازندگان در باز کردن دریچه های تازه در کندوکاو سینمایی اعطا می شود .

-جالب است بدانید به نوشته روزنامه عصر آزادگان در جشنواره فیلم کودک اصفهان در آن سال ،در یک نشستی مرضیه برومند در سخنانی با اطلاق صفت جسورانه به فیلم دختری با کفشهای کتانی مخالفت کرده وبا مقایسه صدر عاملی و مخملباف می گوید :فیلمسازانی مانند مخلباف (برومند تلویحا صدر عاملی راهم مورد خطاب قرار می دهد )خود در اوایل انقلاب ایجاد کننده فضای بسته بودند واینک با ساختن فیلمهایی می خواهند خودرا پدید آورنده فضای آزاد نشان دهند که این امر در مقایسه با اعمال گذشته شان منافات دارد .پس از اظهارات برومند یکی از نویسندگان مطبوعات با اعتراض به مقایسه مخملباف با صدر عاملی  می گوید :مخملباف جزو بدنه سینمای ایران نیست ولی صدر عاملی جزو بدنه سینمای ایران است .

- بولتن جشنواره فیلم اصفهان نیز اظهاراتی از صدر عاملی نقل قول می کند که او دراین اظهارات می گوید :در فیلم دختری با کفشهای کتانی به سراغ بازیگر فیلم درخت گلابی رفتم . وقتی مدیر تولیما با پدر گلشیفته فراهانی دراین باره حرف زد فراهانی معتقد بود که ذهن دخترش به هم ریخته و اگر اجازه دهد که بلافاصله فیلم دیگری را آغاز کند حتما لطمه های زیادی به درس وزندگی او وارد می شود و موافقت نکرد.

- در همان زمان روز نامه خردادبه نقل از صدر عاملی می نویسد :ساختن چنین فیلمی پس از ملودرام فربانی حاصل یک نوع هجرت است . نتیجه ده سال روز نامه نگاری و ساختن فیلمهای مستند مثل فیلمی که درباره پدرام تجریشی وپرونده اش ساختم .

- در همان سالها روز نامه نشاط می نویسد :دختری با کفشهای کتانی در لیست فیلمهای کاندیدا برای حضور درجشنواره کن 99 قرار دارد.

- منیژه حکمت نیزدر اظهاراتی که آن را روز نامه  اصولگرای خراسان منتشر می کند می گوید :پس از بیست سال خود سانسوری و مشکلات زمان آن فرا رسیده که به مسائل مهم بپردازیم .پس از دوم خردادشرایطی پیش آمد که روز نامه نگاران ومطبوعات نهایت بهره راازآن برده اند اما فیلمسازان و سینمای ما از قافله دوم خرداد عقب افتاده اند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 19:27 |