در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم شهر قرار بود از رسول صدر عاملی تجلیل شود . این تجلیل اگرچه انجام شد ولی صدر عاملی برخلاف دیگر تجلیل شدگان برروی سن نیامد تاسخنرانی کند البته فیلمی از صدر عاملی نمایش داده شد که گویا در آن حرفهای صریح وتند وتیزی درباره سینمای اجتماعی و تلخیهای آن زده بود .
طنز تلخ سینمای ایران دراین است که در جشنواره فیلم شهر از رسول صدر عاملی تقدیر می کنند ولی آخرین ساخته او یعنی” زندگی با چشمان بسته”از زمان جشنواره فیلم فجر تا به امروز توقیف است . فیلم صدر عاملی دقیقا وضعیت مشابهی با فیلم خانه پدری کیانوش عیاری دارد .
/فیلمسازی مغضوب مدیران/
اواخر سال گذشته بود که مدیران جشنواره فیلم فجر در یک اقدام غیر منتظره فیلمهای مهمترین فیلمسازان سینمای اجتماعی چند دهه اخیر سینمای ایران را برای حضور در بخش مسابقه حذف کردند .
به گزارش پارس توریسم :. یکی از این فیلمسازان رسول صدر عاملی است فیلمسازی که فیلم زندگی با چشمان بسته او رسما توقیف شده . در گزارش زیر مروری بر کار نامه رسول صدر عاملی شده است فیلمسازی که همیشه و در دوران های مختلف برای ساخت فیلمهایش با مسئولان محافظه کار سینمایی مشکلات بسیاری داشته است .
/مصائب بهترین فیلمساز سینمای نوجوانان دردنیا/
رسول صدر عاملی فيلمسازي است كه زماني يك فيلمساز يوناني او را بهترين فيلمساز سينماي نوجوان در دنيا خوانده بود. فيلمسازي كه اولين تهيهكننده سينماي بعد از انقلاب است
/همیشه فیلمی که می خواهم بسازم را دوست دارم/
خود صدر عاملی فیلمسازی بوده که مثل هر فيلمساز ديگري، وقتي فيلمي را ميسازد، از زمان توليد تا مثلا رسيدن فيلم به پاي ميز مونتاژ، هميشه اين دغدغه و نگراني و كنجكاوي برايش وجود داشته كه ارتباط مردم با فيلم چه خواهد شد و فيلم چه بازتابي در ميان مردم و رسانهها خواهد داشت. اما اصولا وقتي فيلم به اكران رسيد ميل دوبارهاي براي ديدن آن ندارد، چون همه تمركزصدر عاملی براي كار بعدياش است . خود او دراین باره گفته : هر وقت هم از من ميپرسند كه كدام فيلمت را بيشتر دوست داري، من ميگويم فيلمي كه ميخواهم بسازم.
/تهیه اولین فیلم سینمای پس از انقلاب/
صدر عاملی با فيلم خونبارش ، اولين فيلم سينماي بعد از انقلاب را تهيه می کند.توليد اين فيلم 8 اسفند 57 آغاز شد، البته به گفته خود صدر عاملی در زمان ساخت فيلم خيلي مشخص نبود كه دارد چه كار ميكند و بيشتر به دنبال نگاه ژورناليستي و واقعگرا بود و تصميمم بر اين بود كه فیلم بازيگر نداشته باشد. اين فيلم اولين فيلم جدي امير قويدل بود و نزديك به 6 ماه فيلمبرداري فيلم طول كشيد و 9-8 ماه مونتاژ آن ادامه داشت. اين فيلم تنها فيلمي بود كه بدون هيچ نگاه خاصي، صادقانه، روراست و صميمي برشي از تاريخ انقلاب را روايت ميكند.
صدر عاملی که در آن زمان براي ادامه تحصيلات در پاريس بود، فيلم را به بنياد مستضعفان تحويل می دهد و يك نسخه از فيلم براي پخش از تلويزيون به صدا و سيما داده شد كه تنها در آن زمان 500 هزار تومان به صدر عاملی می دهند در حالي كه 900 هزار تومان هزينه ساخت بود ولي تلويزيون در آن دوران فيلم را پخش نكرد، ولي در حدود 400 كپي 16 ميليمتري از اين فيلم در مساجد و مدارس به نمايش گذاشتند و حالا که سالها ازاین موضوع گذشته صدر عاملی درباره این فیلم گفته :هيچكس فكر نكرد كه اين فيلم يك حقوق مادي دارد، تهيهكننده و صاحب فيلم دارد. من در آن زمان نبودم و بعدا در جريان قرار گرفتم، در حالي كه در خيلي جاها براي نمايش اين فيلم پول ميگرفتند و البته عملا فيلم مال ما نشد.
البته بعد از فيلم رهايي، وضعيت وزارت ارشاد جديتر شد و اداره كل سمعيبصري به وجود آمد و نظمي در توليد و اكران فيلمها به وجود آمد. البته فروش فيلمهاي رهايي و خونبارش در هيچ جا ثبت نشده است.
/شهادت برادر/
این کار گردان شناخته شده وقتي براي ادامه تحصيل به مون پليه در جنوب فرانسه می رود جنگ آغاز شده بود و در همان زمان برادرش نیز شهيد شده بود و او تصميم می گیرد در تهران بماند. در آن زمان به سينما بيشتر علاقهمند شده بود و اگر قبلا روزنامهنگاري ايدهآل او بود، حالا سينما دغدغه و ايدهآل او شده بود.
/سانسور پاییزان /
پاييزان فيلمي نيست كه هر وقت صدر عاملی آن را ببيند افسرده شود، اين فيلم در دوران خودش يك فيلم جادهاي كمپرسوناژ با دو شخصيت اصلي محسوب می شد و 65 تا 70 درصد در يك وانت دوكابينه ميگذشت. اين فيلم، فيلم بسيار سخت و دشواري بود و در حقيقت آغاز درك صدر عاملی از سينما بود. در واقع درزمان فیلم پاییزان بود كه او احساس كند كه باید به يك زيباييشناسي رسیده و از روايتهاي يك خطي و ژورناليستي عبور كرده و به سينما برسد و اين برايش بسيار سخت، نفسگير و جذاب و تجربه دشواري بود.
پاييزان فلاشبكهاي زيادي داشت و درواقع ميتوان گفت 11 فلاشبك داشت. اين فيلم از زمان حال شروع ميشد و به عقب ميرسيد كه با تولد يك كودك همزمان بود. متاسفانه اين فيلم با سانسور شديدي مواجه شد و فلاشبكها سانسور شدند و خط قصه نيز با جرح و تعديلهايي مواجه شد.
/متهم شدن به سینمای فرم/
صدر عاملی در همان موقع متهم می شود به اينكه يكدفعه ميخواهد از سينماي ملودرام و قصهپرداز و روياپرداز دور شده و به سينماي فرم و زيباييشناسانهتري نزديك شود. البته به گفته خودش شايد اگر الان ميخواست اين فيلم را بسازد و ميتوانست آن را بسازد 30 درصد بيشتر به قصهپردازي ميپرداخت.
/گلهای داوودی پرفروش درزمان خود/
فيلم گلهاي داوودي كه در زمان خودش پرفروشترين فيلم شد. گلهاي داوودي در زمان خودش از طراوت تم و موضوع برخوردار بود. صدر عاملی از آن زمان دغدغهاش اين بود كه سينماي پس از انقلاب اگر ميخواهد روي پاي خودش بايستد از لابيرنتها، مميزيها و سوءتفاهمها بايد عبور كند و روي پاي خودش بايستد. معتقد بود كه بايد فيلمهارا جوري می ساخت كه اركان كليشهاي نميداشت.از نظر او در زماني كه موسيقي، اكشن و خشونت مهيج باعث جذب تماشاگر ميشد فيلمي موفق ميشد كه اين چارچوبها را رعايت ميكرد و بايد اين چارچوبها را حذف کرده و به بيان جديد و فرم و نوع نگاه خاص كه متعلق به اين دوران بود ميرسيد.
گلهاي داوودي در زمان خودش پنج لوح زرين از جشنواره فيلم فجر گرفت. جالب است بدانيد كه خود او به عنوان كارگردان فيلم، هيچ لوحي نگرفت و اين سوال پيش آمد كه چگونه فيلمي 5 لوح ميگيرد ولي هيچ لوحي به كارگردان آن داده نميشود! در همان زمان سليقههاي فردي و سوءتفاهمهاي تاريخي كه از يك نگاه مذهبي و ديني به سينما ميشود وجود داشت.
رسول صدر عاملی درباره اکران گلهای داوودی در مصاحبه ای گفته :گلهاي داوودي اگر ارزشي داشته باشد در اين بود كه توانست صف ايجاد كند و مردم را به سينما بكشاند. البته اگر الان بخواهم فيلم را دوباره ارزيابي كنم بايد بگويم از دوبله فيلم راضي نيستم و اغراق زيادي در دوبله اين فيلم وجود دارد.
/ماجرای ساخت فیلم متفاوت رهایی/
در همان سالها مستندي درباره عمليات فتح بستان فيلمبرداري می کند و در اين مستند پابهپاي رزمندگان در فتح شهر، حضور می یابد. البته اين مستند زياد نشان داده نمی شود ولي در برنامه مروري بر آثار صدر عاملی در شبكه 2 نسخه نسبتا كاملي از اين مستند پخش شد.
در همان زمان او وگروه فیلمسازی اش يك نامه از يك افسر عراقي در يكي از سنگرها پيدا می کند كه به شكلي شعرگونهاي براي ايرانيها نوشته بود، او در اين نامه نوشته بود كه من شماها را دوست دارم و ما با هم برادريم و من تفنگم را به سوي آسمان شليك ميكنم نه به سمت سينههاي شما. نامهاي كه سوخته بود و ما بر اساس اين نامه، با فرض اينكه نويسنده نامه زنده است و در اردوگاه اسرا است فيلمرهايي را ساختيم.
صدر عاملی درباره این فیلم گفته :اين فيلم اكران خيلي خوبي نداشت و خيلي به آن به عنوان يك فيلم ضدجنگ حمله شد، اين فيلم در اوج شعارهاي جنگجنگ تا پيروزي ساخته شد ولي من ياد گرفته بودم كه روايتگر واقعيتها باشم.
/ساخت فیلم قربانی براساس یک داستان واقعی/
قرباني بر اساس طرحي بود كه قرار بود بر اساس آن هم فيلم و هم سريال ساخته شود و به نظرصدر عاملی اين تصميم غلطي بود و باعث شد كه به فيلم لطمه بخورد. اين فيلم بر اساس قصهاي بود كه ابراهيم فروزش نوشته بود و بر اساس پروندهاي واقعي بود كه در دادگستري رشت وجود داشت و قرار بود عباس كيارستمي آن را كار كند. بعد كه قصه را صدر عاملی می خواند می گوید كه من اين فيلم را كار ميكنم.
قرباني قصهاي دارد كه صدر عاملی دوست دارد دوباره آن را كار كند، اين فيلم قصه درست و تاثيرگذاري داشت. داستان باورپذير درگيري يك پدر مقتدر و قدرتطلب و بزرگ يك شهرستان با پسرش و عدم درك پسر توسط پدر. اين فيلم چند سكانس ماندگار دارد كه هنوز زيباست و موسيقي فوقالعاده بابك بيات نيز از مشخصات مهم فيلم است. قرباني شكستخوردهترين فيلم به لحاظ اكران بود و در حاليكه درآن سالها، هزينه توليد يك فيلم 7 الي 8 ميليون تومان بود اين فيلم هزينه توليدش 20 ميليون تومان بود و بازگشت سرمايهاي نيز نداشت.
/ورود مدیرانی که صدرر عاملی را دوست نداشتند/
در همان زمان، مديريت سينما عوض شد و مديران جديد با سليقههاي جديد آمدند، مديراني كه به گفته خود رسول صدر عاملی فيلمهاي قبلياش را دوست نداشتند. در آن زمان فيلم قرباني مقدار زيادي بدهي روي دستش گذاشته بود و مديريتي آمده بود كه نه فيلم رهايي را دوست داشت و نه پائيزان، فيلم رهايي به نوعي اولين تجربه جنگي بود و سكانسهايي از آن در تعدادي از فيلمهاي معتبر سينمايي دفاع مقدس الگو شدند.
در آن زمان برخي نگران بودند كه فيلمسازي مثل صدر عاملی از يك دوره از سال 58 تا دهه 70، مثلا 4 فيلم كار كرده بود و اين از نظر آنها چيز خوبي نبود!
مثلا در آن دوران تهيهكنندگي و امتياز فيلم خواهران غريب متعلق به صدرعاملی بود ولي به او پروانه ساخت ندادند. صدر عاملی در آن زمان ميخواست به سينمايي كه توصيفكننده وضعيت حال جامعه بود برسد ولي به گفته خودش مديران آن زمان نميگذاشتند كه من كارم را ادامه دهد. مثلا نزديك به دو سال تحقيقات درباره ماجراي واقعي درباره خودكشي يك نوجوان 13 ساله منجر به ساخت مستند پدرام تجريشي شد و بعد فيلمنامه اما من شما را دوست دارم به نگارش درآمد كه براساس آن فيلم ميخواهم زنده بمانم توسط ايرج قادري ساخته شد.
مستند پدرام تجريشي 16 ساعت فيلم بود و صدر عاملی وگروهش خلاصه و چكيده اين مستند را به همراه چند وكيل دادگستري، به فيلم 4ساعته ای تبديل كردند و اين باعث شد كه فيلم و اطلاعاتي كه صدر عاملی وگروهش به دادگاه دادند، باعث تبرئه متهم شد.
خود صدر عاملی می گوید :من دوست دارم اگر بتوانم خودم دوباره اين فيلم را بسازم و دوست دارم در اين فيلم از تلفيقي از همان مستندها استفاده كنم و به نظرم كار ماندگاري ميشود. كار ماندگاري در زمينه جرمشناسي و لاابالي و بيبندوباري در داخل خانواده.
/سمفونی تهران :فیلم مورد علاقه شهرداری/
سمفوني تهران به نظر فيلم مهمي در كارنامه صدر عاملی به حساب نميآيد. سمفوني تهران براساس ايدهاي از خودش بود كه قرار بود 30 دقيقه باشد ولي در اجرا به 45 تا 50 دقيقه كشيد. در اواخر فيلم شهرداري به فيلم علاقه پيدا كرد و فقط يكبار در جشنواره كودك نمايش داده شد. سمفوني تهران اولين فيلمي بود که صدر عاملی به سراغ نوجوانهاي شهري رفت؛ در اوج زماني كه فيلمهايي با حضور نوجوانهاي روستايي فقير در جشنوارهها باب شده بود؛ درباره نوجواني است كه مشكلات و معضلات متفاوتي دارد.
/دختری با کفشهای کتانی و سینمای دوران سیف الله داد/
و ميرسيم به فيلم دختري با كفشهاي كتاني...صدر عاملی اين فيلم را زماني می سازد كه 6 سال كار نكرده بود. درقبل ازسال 76هم خودش براي ساخت اين فيلم اقدامی نمی کند چون همان موقع هم امكان ساختش نبود.
دختری باکفشهای کتانی بااستقبال بسیار خوبی ازسوی مخاطبان مواجه شد هود او هم تصور چنين استقبالي از فيلم دختري با كفشهاي كتاني را نداشت . به همين خاطر ساخت آن برايش همچنان لذتبخش است
به اعتقاد صدرعاملی اين نوع قصهها و داستانها مبتني بر اجرا و نگاه است و هر موقع او قصه يا فيلمنامهاي مينويسد هميشه بر سر آن بحث و گفتوگو وجود دارد ولي به هر حال هميشه قصههايي داشته كه وقتي خوانده ميشود به نظر قصهاي ملتهب و خطرناك ميرسد. در زمان فيلم دختري با كفشهاي كتاني تيزر اين فيلم پخش نشد ولي بعدا اين فيلم از خود تلويزيون به نمايش درآمد و حتي پس از آن سريالي مثل دوران سركشي را توليد كرد كه به همان موضوع فيلم دختري با كفشهاي كتاني ميپرداخت.
خود رسول صدر عاملی معتقد است با سابقهاي كه در كار روزنامهنگاري دارد خودبهخود همين سابقه يك جور تعهد ميآورد و ما را ملزم ميكند كه به مضامين اجتماعي و خطرهاي آسيبهاي اجتماعي بپردازيم و سريعتر در پي حلآن باشيم.
/فیلمهایی با صحنه های سفید/
به نظرصدر عاملی فيلمهايي مثل دختري با كفشهاي كتاني نميخواهد بيحيا و قبيح باشند و نميخواهند اشاعه فساد كنند، اين فيلمها، فيلمهايي هستند كه وقتي آنها را ميبينيم ياد صحنههايي ميافتيم كه در فيلم نيست و تماشاگر در ذهن خود آنها را ميسازد.
فيلمهايي كه تماشاگر پلان و سكانس آن را در ذهن خودش ميسازد و قصه اصلي نوشته نشده است. در حقيقت صفحههاي سفيدي در فيلمنامه وجود دارد و در ازاي دو صفحه فيلمنامه، مثلا يك صفحه سفيد وجود دارد. وقتي تماشاگر اين فيلم را ميبيند، به ياد شرايط، مسائل و مشكلات و دغدغههاي خودش ميافتد...
/من ترانه 15سال دارم/
و فیلم من ترانه15سال دارم كه به نوعي بهترين و محبوبترين فيلم صدر عاملی محسوب ميشود... ترانه به نوعي ادامه منطقي دختري با كفشهاي كتاني است و استقبال و برخورد بهتري با آن شد، دختري با كفشهاي كتاني درباره يك دختر آسيبپذير است ولي قصه ترانه درباره يك دختر مقاوم است و قصه اين فيلم جذابيت بيشتري داشت.
/دیشب باباتو دیدم آیدا/
و فيلم ديشب باباتو ديدم آيدا؛ سومین فیلم صدر عاملی از سه گانه ای درباره دختران نوجوان بود.از نظر صدر عاملی اين فيلم، موقعيت پنهان و مخوفي را نشان ميداد كه مثل موريانه پايدار بودن خانوادهها را ميخورد و تداوم احساس خوشبختي را مورد آسيب قرار ميدهد و به موضوع بسيار جدي و خطرناكي ميپردازد.
فيلم آيدا فيلمي بود كه بسياري از تماشاگران پس از تماشاي آن و پس از بيرون رفتن از سالن به بحث و صحبت و گفتوگو درباره اين فيلم ميپرداختند. فيلم آيدا فروش خوبي نداشت و به اين دليل فروش خوبي نكرد كه يك هفته قبل از اكران، سيدي آن منتشر شد.
/فیلمهایی درباره زائران حرم امام رضا (ع )/
شب و هر شب تنهايي از ساخته های چند سال اخیر صدر عاملی هستند كه براي اولين بار به موضوع زائران حرم امام رضا(ع) ميپرداخت . به گفته صدر عاملی ساخت اين دو فيلم از دغدغههاي اصلي خودش بود، با صحبتهايي كه با آقاي فرجي مدير شبكه دو داشت و براساس طرحهايي از اصغر فرهادي ابراز تمايل كرد كه اين طرحها را كار كند، اين طرحها كه متعلق به فرهادي بود يك مجموعه ماندگار و لذتبخشي با موضوع زائر بود. از نظر صدر عاملی ما 17 ميليون زائر حرم امام رضا(ع) داريم که می توانند مخاطبان این فیلم باشند.
/فضیلت هنرمندانه شکیبایی از نظر صدر عاملی/
صدرعاملی همچنین درباره همکاری با مرحوم شکیبایی در فیلم شب گفته است :خسرو شكيبايي دوست 40 ساله من بود و فرصت كار نداشتيم. ارزشمندي كار شكيبايي اين بود كه سالها با آرامش، متانت و پشتكار كار ميكرد و در هامون بود كه ارزشهاي هنري او را درك كردند. شكيبايي چهرهاي كاريزماتيك و دوستداشتني و بازي خوب و روحيه فراخ و دلپذيري داشت.
يك ويژگياي كه خسرو داشت كه حتي بازيگران مطرح نداشتند، بازي در سكوت بود، بازي در سكوت، سختترين كار يك بازيگر است؛ اينكه بازيگران مقابل آدم جلوي دوربيني حرف بزنند و تو فقط تاثير حرفهاي بازيگران مقابل را جلوي دوربين نشان دهي.
الان برخي بازيگران مطرح سينما خودشان را دائما تكرار ميكنند ولي او هميشه سعي ميكرد متفاوت باشد، او يكسري از فيلمها را به خاطر گذران زندگي بازي كرد و بخشي ديگر را به خاطر دل خود كار ميكرد. شكيبايي همچنين از ميل به ديده شدن و خودشيفتگي عبور كرده بود و به يك فضيلت هنرمندانه رسيده بود.



/995-(EDV.blogfa.com).jpg)






